گلادیو چیست و چگونه در 60 سال گذشته کمونیستها را در سطح جهانی مفتضح، ایزوله، تضعیف، قتل عام و نابود کرده است؟

 

https://www.prime95.nl/MainW/2014/04/21/2831/

می گویند طرح سئوالهای خوب به معنی پیدا کردن نصف راه حل است!چند سئوال مهم برای تمامی مبارزان راه آزادی و بویژه کمونیستها!

تصویر جهان از آرایش نیروهای رهایی بخش و مبارزه طبقاتی در شرایطی که گلادیو را بنیانگذاری و سازماندهی می کردند چگونه بود؟

عملیات و ترورهای گلادیو در کشورهای اروپاییدر چه شرایطی ودر خدمت کدام اهداف واقعی  اجرا می شد؟

اگر ثابت شود که مهم ترین رهبران اروپا یعنی نخست وزیرها و روءسای جمهور از وجود این سازمانهای تروریستی فوق سری دولتی آگاه بودند و با آگاهی و حمایت آنها شهروندان بی گناه اروپاییزیر “پرچم دروغین”ترور می شدند، و این جنایتها را با دروغ آگاهانه و برنامه ریزی شده بنام کمونیستها و چپها در رسانه ها منتشر می کردند تا سرکوب همه جانبه کمونیستها را مشروعیت بخشند، در باره دمکراسی غربی چه می توان گفت؟

قدرت و نقش رسانه های عمومی در تحمیق و مغز شویی توده ها در این موارد چگونه بررسی و ارزیابی میشود؟

مهمترین ترورهای گلادیو در خاک اروپا کدامند؟

همه رهبران اروپا در بین سالهای1990تا 1992 سرانجام به ترورها و فعالیت گلادیو در خاک اروپا اعتراف کردند… ولی مدعی شدند بعد از فروپاشی شوروی گلادیو از بین رفته است؟ آیا گلادیو واقعا از بین رفته یا با تغییر نام و تغییر اولویتهای استراتژیک تجدید سازماندهی شده است؟

چرا ناتو که سازمانی دفاعی بود و برای مقابله با تجاوز فرضی شوروی به اروپای غربی ساخته شده بود بعد از فروپاشی دشمن ایدئولوژیکشان یعنیشوروی،از بین نرفت که هیچ، بشدت تقویت شد و تبدیل به سازمان جنگ افروز توسع طلب وتهاجمی شد؟ در باره تئوری توطئه و ترورها و جنایات سازمانده شده دولتی در کشورهای متمدن و دمکراتیک چه می توان گفت؟

اهداف اعلام نشده ولی واقعی گلادیو عبارتند از:
یک: نابود کردن کمونیستها
دو: با انجام استراژی بی ثبات سازی و پاشیدن تخم ترس در میان توده ها … آنها را از احزاب چپ گریزان کرده و به آغوش احزاب راست و ارتجاعی بیندازند که اولویت شماره یک این احزاب نه آزادی و رفاه توده ها بلکه مسائل امنیتی سرمایه و سرمایه داران است که بنام امنیت توده ها از منافع خودشان دفاع می کنند!

سه: در جنگ با خطری که وجود ندارد ( خطر اشغال اروپا یا جهان توسط کمونیستها ) رهبری آمریکا بر اروپا و جهان را تضمین می کنند!

سئوال مهمی که مطرح می شود این است که مردم چرا گول می خورند و به آغوش قالان خود پناه می برند؟ نقش ما جهت افشا و مشروعین زدایی از این توطئه های جنایکارانه چه می تواند باشد؟

اریک هابسباوم مهمترین تاریخدان قرن بیستم در کتاب عصر نهایت ها ترجمه حسن مرتضوی صفحه 297 می نویسد: ” با این که روسیه شوروی قصد دارد به هر طریق ممکن نفوذ خویش را گسترش دهد، دیگر انقلاب جهانی بخشی از برنامه اش نیست و هیچ چیز در شرایط داخلی آن کشور نشانه ی بازگشت به سنت های انقلابی گذشته نیست. در هر نوع مقایسه میان خطر آلمان قبل از جنگ و خطر شوروی امروز… باید تفاوتهای بنیادی آنها در نظر گرفته شود… بنابراین، قطعا خطر روسها در ایجاد فاجعه ای ناگهانی کمتر از آلمانی هاست!”

فرانکو رابرتز، از سفارت انگلستان در مسکو به وزارت امورخارجه لندن 1946

روسها بعد از جنگ با وجود ویرانی همه جانبه… چنان در موضع دفاعی قرار داشتند که حتی ” اتحاد شوروی تمایل چندانی نداشت که کمونیستهاقدرت را در چین بگیرند، اما به هر حال این رویداد رخ داد.” … در سال 1947 در گزارش ژدانف در مورد وضعیت جهان در کنفرانس بنیانگذاری کمینفرم کوچکترین اشاره ای به چین نشده است… در حالیکه در باره همدلی کشورهایی نظیر هند و مصر و سوریه نوشته اند!… در آوریل 1949 هنگامیکه چیانکاشک پایتخت را در نانکینگ ترک کرد، سفیر شوروی – تنها فرد از کارکنان دیپلماتیک – در عقب نشینی به کانتون به او ملحق شد! شش ماه بعد مائو رسما تشکیل جمهوری توده ای چین را اعلام کرد!”
ص 300 کتاب عصر نهایتها اثر ایریک هابسباوم، ترجمه حسن مرتضوی

با این آگاهیکه مهمترین سیاستمداران جهان غرب از ضعف توان تهاجمی روسیه داشتند چگونه می توان پذیرفت که همه کشورهای اروپایی در همکاری با سازمان سیا از آمریکا و سازمان جاسوسی ام – آی – 6 انگلیس، بزرگترین ارتش سری تروریستی رسمی و دولتی در جهان را در کشورهای خود به بهانه خطر جدی تجاوز و اشغال اروپای غربی توسط روسها نصب کرده اند! و بمدت 60 سال در آماده باش کامل منتظر حمله شوروی بودند تا کمونیستهای اروپایی را قتل عام کنند؟ تاریخ هم اثبات کرد که شوروی هرگز نه برنامه و نه امکان حمله و تجاوز و اشغال کشورهای غربی را داشت! با توجه به این فاکتهای مستندی که پشت سر ماست و بوقوع پیوسته آیا نمی توان گفت که غرب برهبری آمریکا به مدت 60 سال در شرایطی که فریاد می زدند تئوری توطئه در کشورهای دمکراتیک غیرممکن شده است بزرگترین تئوری توطئه تاریخی را طراحی، سازماندهی و عملی کرده اند؟بقول لنین همانند کسانیکه پشت شعارها و فریادهای صلح طلبانه، جنگ جنایتکارانه را سازماندهی می کردند؟

اگر گلادیو هنوز هم فعال باشد استراتژی آنها چیست و تاثیر این آگاهی در نوع فعالیت افراد منفرد و سازمانهای چپ چه می تواند باشد؟

آیا گلادیوتنها در اروپا فعال بوده؟ یا در سایر قاره ها مثل آمریکای لاتین، آسیا، آفریقا … و کشورهای دوست آمریکا مثل یونان، ترکیه ، ایران … شاخه های گلادیو فعال بوده است؟
در مورد یونان و ترکیه هزاران صفحه مدرک مستند در باره کودتاهای نظامی و کشتار چپها و کمونیستها موجود است … ولی در مورد ایران چرا ما هیچ چیزی نشینیده ایم؟

در آمریکای لاتین گلادیو در شصت سال گذشته چه کرده است؟

گلادیو تنها در خاک اروپای غربی و متمدن و دمکرات برای کشتار شهروندانی که تنها جرمشان دگراندیشی و باور به جامعه ای انسانی و سوسیالیستی بوده بیش از صدها انبار اسلحه در مکانهای مختلف برای روز مبادا پنهان کرده بود! و بیش از هزران کادر تروریست تربیت کرده بود! چنین جنایتکاران بی رحمی چگونه می توانند پرچدار مبارزه برای دمکراسی و حقوق بشر در سطح جهانی باشند؟

ترورهای گلادیو در وسط شهرها، ایستگاه مرکزی قطارها، سوپرمارکتها… انجام پذیرفته نه در خفا! بارها بطور تصادفی شهروندان در جنگلهای اطراف شهرشان انبارهای اسلحه پیدا کرده اند و در رسانه های عمومی در باره این راز عجیب که انبار اسلحه پیدا شده نوشته اند ولی هرگز پیگیری لازم برای رسیدن به ریشه حقیقت نشده است! همواره از بالاترین مقامها به پلیس محلی دستور داده اند که تحقیقات را متوقف کنید زیرا این یک مسئله فوق سری است!… بارها به وجود ارتشی مافوق سری در درون کشورهای اروپایی در سطح وزرا و ژنرالهای ارتش و … اشاره شده و به مطبوعات راه یافته ولی این افراد بی سرو صدا از کار و مسئولیت برکنار شده اند!…  و تحقیقات ادامه نیافته! من در تحقیقاتم 19 مورد مهم از این اعترافات به وجود ارتش مخفی را ثبت کرده ام… چگونه توانسته اند رازی به این بزرگی و آشکاری را در این مدت طولانی پنهان نگهدارند؟

چگونه ممکن است ده ها هزار تروریست دولتی تربیت شده توسط سازمان سیا و ام – آی 6 و موساد که به مدت بیش از نیم قرن در اورپا عملیات تروریستی انجام داده اند و شهروندان زیادی را به خاک و خون کشیده اند ولی در هیچ دادگاهی محکوم نشده اند؟ و پیگیری خیلی از پرونده ها با وجود هزاران مدرک مستند آنقدر کش یافته که مشمول مرورزمان و فراموشی عمدی شده است؟

چرا به خاطر پیدا کردن چند تروریست مسلمان که اساسا پرورش یافته مکتب سازمان سیا و ام – آی – 6 و موساد هستند…نیروهای ناتو و آمریکا حاضر هستند چندین کشور را بمباران و با خاک یکسان کنند … ولی تروریست هایی که در خاک اروپا صد ها شهروند بیگناه را کشته اند به کمک سازمان سیا و دولتهای اروپائی برای جلوگیری از محکوم شدن به کشورهای آفریقای جنوبی و ژاپن فراری داده شده اند؟ … و هنوز کسی بدنبالشان نمی گردد؟

چرا پیگیری این پرونده های تروریستی درخاک اروپا غیرممکن شده و در سکوت مطلقعشاق سینه چاک دمکراسی و حقوق بشر، مدفون شده است؟

چرا هیچکدام از رهبران تروریست گلادیو که فرماندهی این جنایتکاران را بعهده داشتند به جامعه معرفی نشدند؟ چرا بعد از اعتراف به وجود این سازمان تروریستی آمریکائی اروپائی، هیچ کشوری دستور تعقیب و محاکمه و مجازات که سهل است…  لیست تروریستهای خود را افشا نکرد؟
آیا ضد کمونیست بودن کافی است که جنایت کارترین تروریستها را تطهیر کند و در پناه حمایت دولتهای “متمدن ودمکرات و قانون پرست” اروپا و آمریکا قرار دهد؟

چرا ما در باره ساختار فرماندهی، برنامه ریزی، بخش اجرایی عملیات تروریستی، بخش بودجه و حمایت مالی، بخش تدارکات و سازندگان بمبهای انفجاری و سلاحهای کشتار گلادیو … چیزی نمی دانیم؟

آیا تمامی شواهد دال بر این نیست که اروپا و آمریکا با یک اعتراف سطحی به وجود این سازمان تروریستی دولتی در اروپا به چشم جهانیان خاک پاشیدند تا گلادیو بتواند در ابعاد بسیار بغرنجتر به حرکات جنایتکارانه خود در سطح جهان ادامه دهد؟

نقش گلادیو در ترور نخست وزیرها و رهبران نافرمان و کودتاهای نظامی و در سالهای گذشته کدامست؟

آلدومورو کسی است که پنج دوره نخست وزیر ایتالیا بوده، او به این نتیجه رسیده بود که تنها شرط ایجاد یک دولت قوی و پایدار در ایتالیا همکاری با حزب کمونیست ایتالیا است. طبیعی است که این امر کابوس جنایتکاران ضد کمونیست حاکم بر دستگاه سرکوب دولتی آمریکا بود. بلافاصله از طرف دستگاه تبلیغاتی آمریکا سیل اتهامات و تهدیدات بی پایان علیه آلدومور شروع شد  و او را خطرناکتر از سالوادور آلنده نامیدند!… به دلیل این جرم نابخشودنی یعنی تشکیل یک دولت پایدار با همکاری کمونیستها،توسط گلادیو ربوده شد بعد از 54 روز اسارت و تحت فشار قرار گرفتن… جسدش را در خیابان انداختند…چرا ناتو و سازمان سیا به نامه رسمی پارلمان ایتالیا و اروپا جهت ایجاد روشنایی در پرونده ترور سازمان سیا هنوز هم جواب نمی دهد؟ آیا چیزی مهمتر از این می تواند بوقوع به پیوندد که مهم تریننخست وزیر یک کشور اروپایی را بربایند و بکشند و هیچ کس نمی خواهد بداند چرا این مسئله در قلب دمکراسی جهان اتفاق افتاده است؟

مدارک زیادی هست که نشان میدهد مرگ تورگوت اوزال رئیس جمهور اسبق ترکیه بدست گلادیو ترکیه اتفاق افتاده است!…اگر گلادیو رهبران اروپا یا دوست آمریکا را به خاطر کوچکترین نافرمانی اینگونه مجازات می کند می توانید تصور کنید با رهبران نا فرمان جهان سوم یا انقلابیونش چگونه برخورد کردند و خواهند کرد؟

در جنگ دوم جهانی ژاپنی ها به تعدادی از زنان هلندی در اندونزی تجاوز کردند. چند نفر از آنها هنوز هم زنده هستند در هر فرصت ممکن هلندیها از دولت ژاپن می خواهند که به این جنایت خود اعتراف کند و مهتر از آن غرامت ضربات وارد شده بر جسم و روان این افراد را بپردازد؟

35 سال بعد تنها در یک عملیات تروریستی گلادیو در سال 1980 در ایتالیا با انفجاری مهیب در ایستگاه مرکزی شهر بولونیا 85 نفر کشته شد و بیش از دویست نفر زخمی و ناقص العضو شد چرا جنایت تروریستی ای به این عظمت آنهم در خاک یک کشور دمکراتیک و متمدن اروپایی انجام شده مورد پیگرد قرار نمی گیرد؟

فعالیت های گلادیویکی از مهمترین دلایلی می باشد که موجب نابودی احزاب چپ در اروپا و سایر نقاط جهان شده است! سئوال اساسی برای کمونیستها این است چرا هیچکدام از احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست در این باره تحقیقات جدی نکرده اند؟ هیچ کار سیستماتیکی چپها در این مورد نکرده اند! بویژه سازمانهای چپ ایران در باره ارتش سری گلادیو هیچ چیزی نشنیده اند تا چه رسد به اینکه دراین مورد تحقیقات جدی کرده باشند!
چرا سازمانهای چپ برای اعاده حیثیت خود و افشاء تروریستهای دولتی، کمپین جهانی در بارهجنایات آمریکا و کشورهای اروپا درکشتار شهروندان بی گناه خود براه نمی اندازند؟ عملیات زیر پرچم دروغین و توطئه های سازماندهی شده هنوز هم در اکثر نقاط سوزان جهان مانند اوکراین و سوریه و خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز و … ادامه دارد!…

در پرتو این آگاهی آیا بازبینی حوادث مهم نیم قرن اخیر ایران ضروری نیست؟ آیا این آگاهی نور جدید به تمامی پرونده های کمونیست کشی در زمان شاه و خمینی نمی اندازد؟ و همینطور به پرونده تمامی نیروهای مترقی ملی مذهبی که خواهان ایرانی مستقل و آباد و آزاد بودند؟ …

چرا امپریالیستها می توانند دروغ خودشان را به پیش ببرند و به نام منافع قربانیانشان جابزنند ولی ما نمی توانیم حقیقت و منافع مستقیم قربانیان را در جهت رهایی خودمان به پیش ببریم؟ چرا قربانیان این نظام به آغوش هارترین جناح امپریالستی یعنی راستهای افراطی و نئولیبرالها پناه می برند؟

اگر به جای آمریکا و انگلیس … روسیه یا چین یا هر دولت مخالف سلطه امپراتوری آمریکا و شرکای غربی اش یکی از این ترورها را در اروپا انجام داده بودند عکس العمل آمریکا و غرب چگونه بود؟

چرا این جنایتکاران می توانند گذشته که سهل است برای اینده هم مدل سازی کنند و با دقت بسیار بالا بسوی اهداف خود حرکت کنند! ولی ما حتی بعد از گذشت 60 هنوز گذشته را بطور سیستماتیک مطالعه، درک و هظم نکرده ایم تا چه رسد به مدل سازی و مبارزه جدی و ریشه ای با مشکلات آینده؟

سون تزو که در قرن پنجم قبل از میلاد می زیسته و یکی از بزرگترین استراتژیست های تاریخ نظامی است در کتاب هنر جنگیدن می گوید:
اینجنگاست.اینمهمترینمهارتکشورداریاست.اینپایهمرگوزندگیاست.اینفلسفۀاحیاونابودیاست.بایدکهآنراخوببدانی.

مامیگوییم: اگرخودتودشمنترابشناسی؛درهرنبردیدرامانی.
اگرخودترابشناسیودشمنترانشناسی؛برایرسیدنبههرپیروزی،شکستیخواهیخورد.
اگرنهخودونهدشمنترابشناسی؛پسدرهرنبردی،شکستخواهیخورد.

لیدل هارت، استراتژ معروف انگلیسی در جنگ دوم جهانی می گوید: «احمق‌ها می‌گویند كه به كمك تجربه می‌آموزند، من ترجیح می‌دهم از تجربه دیگران بهره‌برداری نمایم.»

الوین تافلر برای کسانیکه در خواب خوشخیالی بدلایل به اصطلاح منطفی، جنگ را امکان ناپذیر می پندارند کتابش را در باره جنگهای قرن بیست و یکم، با این جمله از تروتسکی به پایان می رساند: ” شاید شما به جنگ علاقه‌ای نداشته باشید، اما جنگ به شما علاقه‌مند است.”ه

تاثیر این بحثها برای سازماندهی مبارزات رهایی بخش خلقها چیست؟

کسانیکه می خواهند به این سئوالها و صدها سئوال دیگر جوابی پیدا کنند بهتر است در جلسات گفتگو، سئوال و جواب و بحثهای احمد پوری در اطاق ” گفتمان سیاسی  اجتماعی ” در پالتاک شرکت کنند.

اولین جلسه این گفت و شنودها در ساعت هشت شب بوقت اروپا در روز 26 آپریل می باشد! http://goftemanse.blogspot.nl/

دوستان ارجمند من میدانم که هیچ مدل تئوریکی نمی تواند همه حقیقت را بیان کند… فرضیه هایی را که من مطرح می کنم از این قاعده مستثنی نیستند… و احتمالا نواقص وکمبودهای زیادی دارد زیرا این مسائل برای اولین بار در این سطح و ابعاد مطرح می شود… تنها با نقد مسئولانه و کار جمعی سازنده می توان بر این مشکلات فایق آمد…

با شرکت فعال خود سعی کنید این بحث ها را پربارتر کنید. برای آینده کشورمان و رهایی بشریت این بحث ها می تواند بغایت مفید باشد. بدون آگاهی ریشه ای هرگز سازماندهی و رهایی و آزادیی در کار نخواهد بود!

به این بحث ها دامن بزنیم… البته به شیوه ای مسئولانه، رفیقانه و علمی نه با هوچی گری و مسابقه در رادیکالیسم پوپولیستی از طریق مسموم کردن فضای اپوزیسیون با ادعاهای بی پایه و …

************************************************

این یکی از بهترین فیلم های مستند در باره گلادیو می باشد که با اکثر رهبران  سازمان های جاسوسی و گلادیو کشورهای اروپا و آمریکا مصاحبه کرده اند! در این فیلم مستند وزیران اطلاعات  و رهبران گلادیو به بخش کوچکی از جنایات گلادیو تحت رهبری این دولتها اعتراف می کنند! این نک کوه یخ است که خوشبختانه با تایید این  که  جنایتکاران حاکم بر جهان مستند شده است! جهت درک اهمیت این اعترافات می توان به اعترافات جناب پرویز ثابتی در باره جنایات ساواک بعد از سی سال مراجعه کرد. پرویز ثابتی که  رئس ساواک بود تمامی جنایات و شکنجه ساواک را انکار کرد! ه

اگر کسی این فیلم را ترجمه کند بهترین خدمت را برای آگاهی ایرانیان در این مورد مشخص می کند! جوانانی که به حق از جمهوری اسلامی جنایتکار متنفرند ولی برای مبارزه با جمهوری اسلامی به آغوش جنایتکاران آمریکایی پناه می برند در این فیلم می توانند مشاهده کنند که جنایتهای گلادیو دروغهای مالیخولیایی مخالفین آمریکا نیست! بلکه رهبران اروپا و آمریکا و روئسای این سازمانهای جاسوسی خودشان به این جنایات اعتراف می کنند! تازه این اعترافات نک کوه یخ است!ه

Operation Gladio – Full 1992 documentary BBC
 http://www.youtube.com/watch?v=GGHXjO8wHsA 

احمد پوری ( هلند ) 23 – 04 – 2014

ایمیل: apouri@gmail.com

تلفن دفترکار سازمان پناهندگی پرایم:0031703050415 / 0031703803058

تلفن دستی: 0031655362313

https://www.prime95.nl/MainW/2014/04/21/2831/

Geef een reactie