2003-6-8

 

 

یک پناهجوی گرجی قربانی تازه سیاست پناهنده ستیزی دولت هلند

 

شنبه 30 ماه مه در مرکز پذیرش پناهنگی ریزبررخن یک پناهجوی 28 ساله گرجی به اسم لوان بعداز اینکه در پروسه تحقیق وبررسی سخت گیرانه 48 ساعته جواب منفی گرفت به زندگی فلاکتبار خویش پایان داد. ساعت 6.30 صبح وقتیکه یک پناهجوی ایرانی می خواست به توالت برود باجسد لوان که درکف توالت افتاده بود روبرو می شود. مسئولین امنیت و پزشکی کمپ فورا جسد را از محل خارج می کنند تا مسئله را از انظار پناهندگان مخفی نگاه دارند. و ازاعتراضات و شورشهای احتمالی پناهندگان جلوگیری کنند.

 

تا جائیکه ما می دانیم این اولین بار استکه یک پناهجو در مرکز پذیرش پناهجویان خودکشی می کند. هلندیها درسد زدن و بستن راه آب رودخانه ها و دریا ها معروفیت جهانی دارند. حالا هم دربستن سد در مقابل پناهندگان به بهای گزافی دارند معروفیت جهانی کسب میکنند! سیاستمداران راست هلند با افتخار اعلام می کنند که بلاخره توانستند باقوانین جدید جریان پناهندگی را سد کنند.

 

سواستفاده از ضعف پناهندگان

 

پناهندگان اصولا از کشورهای دیکتاتورزده و توتالیتر به امید رهایی و نجات جان خویش به کشورهای اروپایی پناهنده شده اند.بسیاری ازپناهجویان شاهد اعمال قدرت نامحدود و ارادی مسئولین سیاسی وقضائی و اجرایی برخود، یا قربانیان بی شماری بوده اند. آنها مدتها طول می کشد که بر ترس و عادات بجای مانده از سیستم گذشته غلبه کنند و موقعیت خود را در سیستم جدید باشناخت درست ازاوضاع تعریف و تعیین کنند. مسئولین کمپها و اداره تابعیت و مهاجرت اصولا از این ضعف پناهجویان نهایت سواستفاده را می کنند. آنها در هنگام بروز چنین فجایعی بطورضمنی به پناهجویان گوشزد می کنند، به نفع آنهاست که سکوت اختیارکنند و آرام بدنبال کار خود بروند. اصولا این ترفندها درساکت نگهداشتن پناهجویان موثر وکاری است. زیرا پناهجویان نه قوانین این جوامع را می دانند ونه به سازمانی یا فردی مسئول می توانند تکیه کنند.

خوشبختانه دو نفر از پناهجویان قدیمی که برای باردوم به پروسه پناهندگی می رفتند چندین بار با سازمان پرایم درمورد مسائل حقوقی وشرایط درخواست پناهندگی دوم مشورت کرده بودند. ما علاوه بر توضیح حقوق قانونی آنها در پروسه تقاضای پناهندگی به آنها اطمینان داده بودیم که در صورت لزوم می توانند باسازمان پرایم تماس بگیرندتا از کمکهای حقوقی و سیاسی لازم برخوردارباشند. خوشبختانه آنها توانستند دراین شرایط بحرانی مرتبا با ما تماس برقرار کنند و از کمکهای فکری وشبکه ارتباطی پرایم برخوردار باشند. آنها توانستند با اعتماد بنفس بیشتر بامسئولین اداره تابعیت ومهاجرت برخورد کنند و در آن شرایط سخت پناهجویان ملیت های مختلف راجهت اعتراض متحد کنند.

 

عکس العمل پناهجویان

 

پناهندگان که از موضوع خودکشی لوان باخبر شده بودند از مسئولین اداره تابعیت و مهاجرت درباره علت مرگ این پناهجوی جرجیائی توضیح می خواهند. یکی از مسئولین اداره تابعیت و مهاجرت که شدیدا نگران و جاخورده بود به پناهجویان می گوید شما می توانید بروید خانه دوستان و آشنایان تا ما بعدا سرفرصت با شما جهت مصاحبه تکمیلی تماس می گیریم. پناهجویان قدیمی که باسازمان پرایم ارتباط داشتندو آگاه تر وباتجربه تر از دیگران بودند شروع می کنند به افشاگری که سیاستهای سختگیرانه دولت هلندومدعی مشوند که رفتار وسیاستهای شما باعث مرگ لوان شد. حالا هم به بهانه استفاده از امکانات دوست و آشنا همه مارا روانه کوچه ها می کنید. در حالیکه می دانید که ما هیجگونه امکانی برای تضمین حداقل زندگی انسانی ازنظرغذاو مکان نداریم. این سیاست شما تابحال باعث مرگ خیلی ها شده و حالا می خواهید ما نیز در کوچه ها و در تنهایی دست به خودکشی بزنیم. پناهجویان مسئولین اداره تابعیت و مهاجرت را مسئول مرگ لوان و سایر پناهندگان می شمارند.

مسئولین اداره تابعیت و مهاجرت بعد از اینکه چندین بار با پناهجویان مذاکره می کنند به آنها قول می دهند که همه را تا روشن شدن اوضاع و مصاحبه تکمیلی بجای اینکه در کوچه ها به امان خدا رها کنند، به کمپهای پناهندگی می فرستند! البته که ازتک تک اینها خواسته اند که در مورد مرگ لوان درکمپ پناهندگی باکسی صحبت نکنند و سکوت اختیارکنند. این اولین بار استکه پناهجویانی را که درپروسه 48 ساعته جواب رد گرفته اند به بهانه اینکه مصاحبه تمام نشده به کمپ پناهندگی می فرستند!

 

قوانین جدید ومسابقه درنقض حقوق پناهندگی دراروپا

 

سابقا پناهجویان بعد از سالها دربدری و بلاتکلیفی و انتظار شکنجه آور بلاخره به اعتیاد یا خودکشی بعنوان آخرین راه فراموش کردن دردهایشان روی آورمی شدند. حالا دولت هلند دراجرای سیاستهای سختگیرانه واز بین بردن خاصیت مکندگی و جذابیت هلند و ترساندن پناهجویان بلقوه با موفقیت بی نظیری عمل می کند. بورکراسی کر و کورحاکم دردها و مشکلات پناهجویان را نه می تواند و نه می خواهد درک کند. بعضی از این پناهجویان بخت برگشته در چند ساعت اول بعد از مصاحبه چنان زیرپایشان خالی می شود و خود را در مقابل ، تنها و ناتوان احساس می کنند که همان شب اول بعداز مصاحبه در سرزمین موعود و آزادی بدست خویش حکم اعدام نانوشته سیستم جدید و متمدن را اجرا می کنند!

درقوانین سختگیرانه جدید هدف از مصاحبه 48 ساعته این استکه بیش از 80% پرونده ها را در عرض 48 ساعت می بندند و روانه کوچه ها می کنند. کمتر از 20% بعد از مصاحبه اول به پروسه پناهندگی راه پیدامی کند. اکثریت عظیم این 20% نیز بعدا جواب منفی دریافت می کنند. ده سال است که سیاستمدارن راست هلندی برای کم کردن خاصیت مکندگی وجذابیت هلند برای پناهندگان، می گویند ما باید سیاست سختگیری و ترساندن را به پیش ببریم. در تمام این مدت با گستاخی تمام سیاستمداران راستگرا مدعی هستند که سیاست پناهندگی هلند همچنان انسانی تر وعادلانه ترمی شود وپروسه پناهندگی بی طرفانه و صادقانه ای را دنبال می کنند! هلند" پناهنده واقعی" را با آغوش باز می پذیرد! دراین مقاله شما درجه انسانی وعادلانه بودن سیاست پناهندگی هلند را در سه تا عکس ازواقعیات حاکم درسیستم پناهندگی اروپائی ملاحظه می کنید. یک خانواد آقریقائی بعد از 9 سال انتظارشکنجه آور برای دریافت اقامت پناهندگی پرونده اش بسته شده و ازتمام امکانات رفاه دولتی محروم شده اند. آنها باتمام ثروت و مایملک خود که در یک دوچرخه و چندتا ساک پلاستیکی جا می گیرد به عنوان آخرین پناه گاه به سازمان پرایم روی آورده اند. شما تمامی درد وغم پایان ناپذیرپدرومادرمستاصل را در چهره کودکی چنین کم سن و سال ملاحظه می کنید. و باچشمانی چنین باز جلوتراز دومیلیمتر را نمی بیند. نگاهی که زیر بارمسئولیت ناخواسته وخارج از توان، بادرماندگی تمام درهم گره خورده. این کودک به چه جرمی درچنین بحرتفکری عمیق غوطه ور شده ؟ به کدام آینده تاریکی مانند انسانی چهل ساله خیره شده ؟ توگویی مسئولیت تمام خانواده برگردن نحیف این دختربچه معصوم افتاده. این است معنی واقعی احترام به حقوق بچه ها در اروپا! هلند تمامی قوانین بین المللی حمایت ازکودک را امضاء کرده است . درروی کاغذ قوانین مترقی دفاع از حقوق کودک را چقدرزیبا ورویائی تفسیرکرده ! ولی درنوشتن این قوانین به سهو یا عمد فقط یک اشتباه کوچک کرده اند، یک کلمه را جا انداخته اند. منظور آنها از کودک،فقط کودک هلندی بوده نه هر کودکی! می گویند درسیاست باید آدم این بصیرت را داشته باشد که میان سطرها را نیز بخواند. قوانین نانوشته ای که درعمل بیشتراز قوانین رسمی کاربرد عملی دارند. درباره وضعیت زنان وکودکان پناهجوو غیرقانونی دراروپا و هلند درآینده در مقالات جداگانه ومستقل بطور مفصل بحث خواهیم کرد.

 

تجربه سازمان پرایم

 

تجربه سازمان پرایم نشان می دهد درمواردی که فاجعه ای انسانی رخ داده تنها نگرانی مسئولین اداره تابعیت و مهاجرت این استکه

1) از درز این اخبار به سازمانهای رادیکال مدافع پناهندگان واز پخش و انتشارآن در مطبوعات و رسانه ها جلوگیری کنند.

2) در صورت عدم موفقیت و پخش این اخبارنهایت خلاقیت خود را بکارمی برند تا سیستم ناعادلانه و پناهنده ستیز را از مسئولیت مبرا کنند. اشکالات ساختاری سیستم پناهنده ستیز را انکارکنند. درتحلیل نهائی یا خود پناهنده را مسئول مرگ خود معرفی می کنند یا اینکه مسائل ساختاری را بعنوان حادثه و اتفاق اجتناب ناپذیر توجیه کنند.

 

هگل فیلسوف نامدارآلمانی بدرستی می گوید: اگر حادثه ای مرتبا تکرارشود دیگر حادثه و اتفاق به حساب نمی آید، بلکه ضرورتی جدائی ناپذیر از ساختار سیستم می باشد.

دولت هلند و یا سایر دولتهای اروپائی با انکار عواقب غیرانسانی این سیاستهای پناهنده ستیز فقط قربانیان بیگناه زیادی رابه خاک خواهند انداخت! خودکشی پناهجویان اساسا جواب واعترض فرد ضعیف وغیرمتشکل است برعلیه این سیستم پناهنده ستیزوغیرانسانی. بزرگترین اسلحه آنهاست برعلیه سیستمی که فریاد له شدن پناه جویان را نمی خواهد بشنود. بوروکراسی کروکورحاکم تنهاوظیفه اش انکارمسئولیت دولتهای پناهنده ستیز است. مطبوعات اروپایی هم دست کمی از دولتهای خود ندارند. پناهجویان بخت برگشته برای جلب توجه مطبوعات نیزباید به محیرالعقولترین کارهامتوسل شوند. مدتهاست که دیگر خودکشی پناهجویان خبرمهمی نیست وتوجه ارباب مطبوعات راجلب نمی کند. چندی پیش یک پناهجوی ایرانی برای رساندن صدای مظلومیت خود به گوش ناشنوای مسئولین پناهندگی انگلیس و افکارعمومی مجبور شد در این مرکزتمدن ودمکراسی، دهان ، گوش و چشم خود را بادست خویش بدوزد! همین حالا که داشتم مقاله را تمام می کردم. یکی از همکاران پرایم از ایستگان مرکزی شهر لاهه آمد ومی گفت درمقابل چشمان همه یک خانواده کرد با دو تا بچه دسته جمعی اقدام به خودکشی از طریق خودسوزی کردند. خوشبختانه فورا به بیمارستان منتقل شدند وخطرجانی رفع شد.

اولین شرط امیدواربودن به بهبوداوضاع قبول کردن وجودمشکل توسط مسئولین است. در هیچکدام از کشورهای اروپائی درمقابل جان پناهجویان آنقدر احساس مسئولیت نمی شود که حداقل آمار خودکشی ها یا اقدام به خودکشی هارا برای تحقیقات علمی، وریشه بابی علل این فاجعه انسانی و اجتماعی، جمع آوری و ثبت کنند! درحالیکه مااغلب شاهد فعالیت گروههای" نوع دوست" دولتی و غیردولتی بیشماری دراروپاو آمریکا هستیم که برای نجات جان یک گربه یا پرنده، مخارج هنگفتی را صرف می کنند. سعی می کنند تعداد مرگ و میر پرندگان وجانوران و... را با نهایت دقت علمی تعیین کنند. بااستفاده از پیشرفته ترین متدها دلایل آنرا ریشه یابی می کنند و متدها و پروژه های مختلف پیشگیری و نجات را بررسی واجرامی کنند. درنهایت تاسف یکهزارم این توجه مثبت به هم نوع شان یعنی انسان پناهنده مبذول نمی شود.انگاردراین سرزمین آزادی ودمکراسی جان پناهجویان بی ارزشترازجان پرندگان وسگ وگربه است.

ازحق نبایدگذشت دولتهای اروپایی درهمه زمینه هایی که به پناهجویان و خارجیها مربوط است اینقدرشلخته و بی دقت عمل نمی کنند. مثلا درموردثبت آمار کارهای خلاف ، تعداد ورودیهای پناهجویان ، "غیرقانونیها" و "بیگانگان" از خلاقیت و ابتکاربی نظیری برخوردارهستند. تعداد ورودیها را هرروز، هرهفته، هرماه، هرفصل و هرسال ثبت می کنند. مراکز زیادی روی این داده ها کارمی کنند وطرحهای احتمالی وموثر جلوگیری ازورود "هم نوع" "غیرقانونی" خودرابررسی وتکامل می دهند. انواع مختلف منحنی و اشکال آماری را باهم مقایسه می کنند. بادقت تمام تعیین می کنند که چه روزی ، چه هفته ای، چه ماهی ودرچه فصلی از سال بیشترین وکمترین تعداد ورودیهارا داشتند. وبراین مبنا ده ها متد پیش بینی جریان پناهجویی و مهاجرت را درکوتاه مدت و بلند مدت ارائه می کنند.

 

بی توجهی دولتهای اروپایی نسبت به جان و سرنوشت پناهجویان .

 

هرسال تقریبا 400 پناهجوی کم سن وسال درهلند ازکمپهای پناهندگی دزدیده می شوند(بزبان دیپلماتیک دولت هلند" گم" می شوند). اکثراین بچه ها بعدها درفاحشه خانه های بلژیکی و آلمانی پیدا می شوند! برای ردیابی این مافیای آدم فروشی و بچه دزدی وجمع آوری آمار و اطلاعات هیچگونه ابتکارعمل وبودجه تحقیقاتی درکار نیست. تاچه رسدبه سازماندهی مراکزتحقیق وتکامل پروژه های تخصصی! اول ماه یونی دریکی از مهمترین برنامه های تلویزیونی دولت هلند، خانم کوردولا محقق در سازمان دفاع از حقوق بچه ها گفتند که دولت هلند درعرض دو سال گذشته بیش از 10.000 بچه کم سن و سال را به کوچه ها رها کرده اند. مسئول سازمان یونیسف هم ادعا کردند در مجموع تقریبا 100.000 نفر توسط دولت غیرقانونی شده و بدون کمکهای دولتی درشرایط رقت باری در کوچه ها بحال خود رها شده اند.

سالهای 1996 تا 1998 سازمان پرایم باتلاش زیادی توانست تعداد زیادی از وقایع دلخراش خودکشی پناهجویان را در مطبوعات و رسانه های سراسری مطرح کند. بلاخره درپارلمان هلنددرباره خودکشی پناهجویان و آمار دقیق آن از دولت سئوال شد. دولت هلند به نمایندگان مجلس قول داد که با وجود همه مشکلات جمع آوری چنین آماری نهایت تلاش خود را خواهند کرد. ولی درهیچ کدام از گزارشات سالانه اداره تابعیت ومهاجرت آمار خودکشی ها و"گم شدن" بچه های کم سن وسال ارائه نشد. چندین باردولت مجبورشد درمقابل آمارخودکشی های ارائه شده توسط سازمان پرایم آمار خود را در اختیارمطبوعات قرار دهد. اصولا آمار دولت هلند نصف آمار سازمان پرایم را تایید می کرد. برای خبرنگاران یافتن علت این اختلاف آمار خودکشی ها مهم بود. ازآنجائیکه سازمان پرایم لیست خود کشی پناهجویان را با دقت تمام و باجزئیات کامل دراختبارخبرنگاران قرارداده بود. دولت مجبورشد که این اختلاف آماری را به متد ثبت خودکشی ها ربط دهد. آنها مدعی شدند که فقط آمار خود کشی پناهجویان درمراکز پناهندگی را ثبت می کنند. پناهجویانی که بهردلیل درمراکز پناهندگی زندگی نمی کنند و درخانه هایی که اجاره کرده اند یا درمنزل دوستان و آشنایان زندگی می کنند درشهرداریهای مختلف ثبت شده اند و خودکشی ها در موارد خارج از کمپهای پناهندگی ثبت نمی شود! ملاحظه می فرمایید که برای پنهان کردن حقایق از چه قدرت ابتکاری برخوردارهستند. پناهجو را به دو گروه مجازی تقسیم می کنند. پناهجوی داخل کمپ و خارج از کمپ سپس آمارداخل کمپ را ارائه می کنند و مدعی می شوند که جمع آوری آمار شهرداریها تقریبا غیرممکن است! آنهم برای دولتی که براقتصادی پرتوان و آخرین دستاوردهای تکنولوژیک وعلمی مجهز است ! درحالیکه جمع آوری وثبت آمارخلافکاریهای همه پناهجویان داخل کمپ و خارج کمپ و خارج از پروسه پناهندگی (غیرقانونیها) درتمام شهرداریها بینهایت سهل وساده است. این تناقض گویی آشکارقبل از هرچیز بیانگر نظام حق تقدم ها و ارزش گذاریهای مسائل اجتماعی برای دولت هلند می باشد.

 

رشد راسیسم

چندی پیش یکی از شهرداران بنام سوسیال دمکرات برای سبقت گرفتن از رقبای لیبرال خود آمار حیرت انگیزی را منتشر کرد. ایشان مدعی شدند که در شهرداری خرونینگن میزان خلاف کاری خارجیها شش برابر هلندیها است. اولا در این آمارهرگونه اصطکاک باپلیس ثبت شده بود. مواردزیادی مربوط می شد به درگیریها بین پناهجویان در محیط تشنج آفرین کمپها که به جرایم جنایی و اجتماعی مربوط نمی شود. تعدادمعدوی از خلاف کاران حرفه ای دراین لیست بودند که درعرض یک سال بیش از 200 بار با پلیس اصطکاک داشتند. بالاتر ازهمه اینها تقلب در نوع مقایسه است. اصولا گروههای همگون اجتماعی را با همدیگر مقایسه می کنند. پناهجویان را که از پائین ترین اقشار هلندی نیزفقیرتر هستند باکل جامعه هلندیها که اکثریت عظیم آنها از کار وخانه و بهترین رفاه اجتماعی برخوردارند مقایسه نمی کنند! آنهم پناهجویانی که پرونده بیش از 80% آنهارابسته اند و بنام غیرقانونیها بدون یک سنت کمک دولتی با زن و بچه به کوچه ها ریخته اند! این گروه را باید با هلندیهای بیکار یا بی خانمان مقایسه می کردند. اینها همه جزالفبا است ولی مسئولین دولت هلند ترجیح می دهند که این الفبا را درمورد خارجیها فراموش کنند.

بی جهت نیست که در همه کشورهای اروپایی علیرغم دولتهای" بسیارمتمدن وضدراسیست" ، راسیسم درابعاد نگران کننده ای رشد می کند! من همواره دراغلب مصاحبه ها وسخنرانیها این تز را مطرح واثبات کرده ام که: رشد راسیسم و تنفر از خارجیها نتجه سیاستهای دول اروپایی برای اتباع خارجی است.

مثلا خلاف کاری خارجیها را اصولا باذکر ملیت سابق درمطبوعات منتشر می کنند. هرچند که این فرد متعلق به نسل دوم و سوم و تبعه آن کشوراروپائی باشند. درحالیکه هزاران استاددانشگاه ، محقق، متخصص ، دکتر ومهندس در این کشورها مشغول کارهستند. کشفیات ، اختراعات ، تحقیقات و دستاوردهای آنهارا هرگزبنام یک مخترع یا متخصص ترک و مراکش وغیره دررسانه های عمومی مطرح نمی کنند.

درچنین اوضاعی دولتهای اروپائی بعنوان ناظربی طرف مدعی می شوند که درکشورما برای خارجیها همبستگی، تحمل اجتماعی وحمایت مردمی وجود ندارد. آنها نهایت تلاش خودرامی کنندکه برای خارجیها مقبولیت و همبستگی اجتماعی فراهم کنند.

حقیقت این استکه وضعیت پناهجویان درهلند خیلی بهتر از اکثریت کشورهای اروپایی است. درمقالات دیگر بطورمقایسه ای وضعیت پناهجویان و خارجیها را درکشورهای مختلف بررسی خواهیم کرد.

 

این وضعیت تاکی ادامه خواهد یافت و چگونه تغییر خواهد کرد؟

آزادی را نه می توان از فروشگاهی خرید ونه می توان آنرا بعنوان کادو به کسی هدیه داد. متاسفانه خیلی ازپناهجویان جهان سومی چنان محووشیفته تبلیغات دمکراسی اروپائی شده اند که درکمال ادب منتظرهستند که کادو حقوق بشر خود را از دست دولتهای اروپائی و آمریکائی دریافت کنند. آنها اصولا درعالم شایعات رمانتیک زندگی می کنند. کوچکترین درکی از مناسبات وسیستم حاکم درکشورهای صنعتی ندارند. بطرزحیرت انگیزی پاسیووتنبل نشسته اند و منتظر ظهورامام زمان هستند. همانطوریکه امام زمان درکشورخودشان کمکشان نکرده دراروپا هم نخواهد کرد. گویا فراموش کرده اند که اساسا امام زمان از اروپاظهورنخواهد کرد! مشکل پناهندگی دراروپا هرروز بیش از پیش به مشکل سیاسی تبدیل می شود تا مشکل حقوقی. یعنی اینکه پذیرش پناهندگان را باتوجه به معیارحقوق بشر و حقوق پناهنده انجام نمی دهند باتوجه به آب وهوای سیاسی حاکم برکشور خودشان انجام می دهند. درجه باز یا بسته بودن درهای دروازه اروپارا مدتها ست که رویاهای شیرین حقوق بشر تعیین نمی کند. فاکتورتعیین کننده دراین مورد را منافع سیاسی واقتصادی مشخص می کنند. بی جهت نیست که دراروپا در دوران انتخابات پارلمان یا ریاست جمهوری هرکسی که بیشترین سیاست ضدپناهندگی یا ضدخارجی را تبلیغ کند بیشترین رای را بدست می آورد. آسان ترین راه صعودبه پله های نردبان قدرت را، ازطریق تبلیغ سیاست " تحمل پذیری صفر" درمقابل خارجیها بدست می آورند. درچنین شرایطی پناهجویان از چنین سیاستمدارانی انتظار دارند که وضعیت فلاکتبار آنها را درک کنند و بیش ازاین آنها را منتظرنگذارند و کادو حقوق بشرواقامت پناهندگی آنها را درزرورق درکمال احترام تقدیم کنند! به میزانیکه برخورد دولتها سیاسی تر وبغرنجترمی شود، برخورد پناهجویان غیرسیاسی تر و ساده تر می شود وبیشتر به عالم رویا و افیون پناه می برند. بقول مارکس انسان هرچه از تغییراوضاع عاجزترمی شود به همان میزان آرزوهایش درازتر می شود!

اولین شرط تغییراوضاع زمانی شروع می شود که پناهجویان دست به سازماندهی خودبزنند و شناخت سیستم سیاسی وحقوقی حاکم برسیاستهای پذیرش پناهندگی رابه گونه ای جدی دردستورکارروزقراردهند. اگرکسانی که خودصاحب مسئله هستند دلشان به حال خودشان نسوزد، بیدارنشوند، دست به سیاه وسفید نزند طبیعی است که دیگران هم درغیبت صاحب مسئله نمی توانند میدان دارمبارزه پناهندگی باشند.

کمبودها فقط به خودپناهجویان محدود نمی شود. روشنفکران مستقل و سازمانهای چپ ما دراین زمینه باکم بودهای جدی مواجه هستند. این میدان مبارزه را بکلی فراموش کرده اند. حداکثر به دادن چنداعلامیه درسال درجهت تایید یا تحریم وقایع پناهندگی بسنده می کنند.

سازمانهای سیاسی خارجیها به مسائل پناهجویان کمترین اهمیت را می دهند. کارپناهندگی را درمجموع بورژوایی ودربهترین حالت درسطح " تونیکی می کن ودردجله انداز" ارزیابی می کنند. آنها مسائل پناهندگی و مهاجرت را در پرتو جهانی شدن سرمایه داری ، سیاستهای دخالتگرانه آمریکا وبانک جهانی وآی.ام.اف. بررسی نمی کنند. رابطه راسیسم رشدیابنده دراروپاوآمریکا و مسئله پناهندگی را چنانکه شاید وباید، درک وآنالیز نکرده اند.

راسیسم زخمی است بر پیکر اجتماع ، سرطانی است که دوست و دشمن نمی شناسد، خارجی خوب و بد نمی شناسد.

باید خارجیها بیدار و متحد شوند اولین قربانیان راسیسم ماها یا فرزندان ما خواهند بود....

لیبرالیسم درسطح جهانی پیروزشده وحمله به دستاوردهای چپ ودمکراتیک را درسطح جهانی بطورجدی در دستور روز قرارداده. پناهندگان که خودقربانی تروریسم دولتی هستند به اتهام تروریسم وخطربالقوه برای امنیت اجتماعی وناخالص کردن" فرهنگ ناب" اروپائی وآمریکائی بطورسیستماتیک هرروز به حاشیه جامعه رانده شده و بیشتر کریمینالیزه (خلافکار) می شوند. رهبران وفعالین سازمانهای سیاسی ومبارز جهان سومی به بهانه واهی اینکه می توانند برای جامعه خطرآفرین باشند بدون هیچ دلیلی" عنصرنامطلوب" تشخیص داده می شوند. درصورت امکان اینها را اخراج می کنند. درغیراین صورت زیرفشارپلیس آزادی عمل و دامنه فعالیت شان بطرز قابل توجهی محدود می شود. لیبرالیسم دراین موقعیت چنان ابتکارعمل را دردست دارد وایدئولوژی خود را درجامعه چنان تبلیغ وترویج کرده که بخش بزرگی از طبقه کارگرو فقیرترین اقشار اجتماعی به جای اینکه دروجود پناهندگان ومهاجرین متحد بلقوه خود را پیداکنند و به مبارزه مشترک برعلیه لیبرالیسم افسارگسیخته بپردازند، پناهنگان ومهاجرین را مسئول و مسبب بدبختی های خود می شمارند! از همبستگی بین المللی که سهل است، همبستگی طبقاتی هم چندان چیزی برجای نمانده. اوضاع درجبهه پناهندگی اسف انگیزتراست. درمقابل سیل مشترک که همه را می برد ازاتحاد ملیتهای مختلف که سهل است، از اتحاد دردرون ملیت خودشان هم خبری نیست. همه ذره واربه دنبال این هستند که جل وپلاس خود را از آب بیرون بکشند. پراکندگی و فردگرایی ویژه گی حاکم برشرایط فعلی است.

همه اینها نشان می دهد که مشکلات ما چقدرجدی است. وظایف ما برای دگرگون کردن اوضاع چقدرسخت و بغرنج است. با انکار این حقایق حتی یک میلیمترنمی توانیم به پیش برویم. هرمبارز جدی قبل از ورود به میدان مبارزه باید دو چیز را خوب بشناسد. اول شناخت دقیق ازامکانات ونکات مثبت وضعف خود. دوم شناخت دقیق ازامکانات ونکات مثبت وضعف حریف و سپس ارزیابی از کل موقعیت حاکم بر میدان مبارزه وفاکتورهای تعیین کننده برای تغییراوضاع.

امکان پیروزی وتغییراوضاع ازطریق رادیکالیزه کردن وسیاسی ترکردن مبارزات پناهندگی وتاثیرگذاری متقابل روی مردم وسازمانهای مترقی اروپایی وآمریکائی میسر است.

من درمقالات بعدی درحدتوان سعی خواهم کرد مسائل فوق را از ابعادمختلف بررسی وآنالیزکنم. پرواضح است که این مهم ازعهده یک نفرویک سازمان برنمی آید. 2003-6-8 احمد پوری

 

 

 
  Home