مصاحبه با احمد پوری در باره خطر نئوفاشیسم و امکان پیروزی راست افراطی (1)

در سال 2014 رادیو شبکه زنان سوئد این مصاحبه را با احمد پوری در باره خطر نئوفاشیسم و امکان پیروزی راست افراطی کرده است. محتوای اصلی این مصاحبه به وضعیت امروز انتخابات فرانسه هم جواب می دهد.

 

در این مصاحبه سعی می کنم به این مسائل بپردازم:

خطر نئوفاشیسم در اروپا، رشد خردستیزی، علت عدم مبارزه جدی دولتهای اروپایی با فاشیسم بعد از جنگ دوم جهانی، فرق فاشیستهای امروزی با فاشیستهای بیست سال پیش، شکسته شدن تابوهای اروپایی در مورد راسیسم و بیگانه ستیزی، قهرمانان آزادی بیان اروپا امروزه کسانی هستند که مهمترین هنرشان توهین به خارجی هاست!… کادر یا چهارچوب سیاست صحیح اروپایی چگونه بسوی راست افراطی حرکت کرده است؟ اغلب مسائل را در اروپای امروز با نشان دادن زور بازو و قدرت و خشونت پلیس می خواهند حل کنند، به با دست بردن به ریشه واقعی مشکلات. راسیسم و فاشیسم به جزئی از تمدن رسمی اروپا تبدیل می شود، احزاب و افرادی که ریشه شان بطور مستقیم به احزاب فاشیستی وصل شده اکنون بدون مواجه شدن با انتقادی جدی سیاستمداران و توده ها حتی به مقام وزارت می رسند!

پروفسور ریچارد اوری فاشیست شناس انگلیسی در سال 2002 می گوید: مارش فاشیسم شروع شده است…

دولتهای غربی به این سئوال که کی، چرا و چگونه پای عقل تمدن اروپایی لغزید و سر از فاشیسم و اردوگاه های مرگ و آشویتز در آورد، جواب جدی و قانع کننده نداده اند… زیرا ریشه فاشیسم در نظام سرمایه داری است!… آنها با هوشمندی بی نظیر و استخدام دانشمندان آکادمیک توانستند بعد از جنگ کم کم سوسیالیسم و کمونیسم را معادل فاشیسم و حالا بدتر از فاشیسم بشمارند!… به همین دلیل است که دوباره براحتی نئوفاشیسم در همه جا مثل قارچ سبز می شود!…

نکات مهم صحبتهای من در این برنامه:

درست سیزده سال پیش من در سخنرانی افتتاحیه سوسیال فروم هلند بااین جمله صحبتهایم را شروع کردم.

150 سال پیش مارکس در جمله معروفی گفته است: ” شبحی در اروپا سرگردان است و آن شبح کمونیزم است.” 150 سال بعد ما باید این جمله مارکس را بدین . طریق اصلاح کنیم. ” شبحی در اروپا سرگردان است و آن شبح راسیسم و فاشیسم است.”

پروفسور آیزیاح برلین فیلسوف معروف انگلیسی در سال 1998 دو ماه قبل از مرگش در مصاحبه ای می گوید… این قرن گندترین قرنی بود که نه تنها ناسیونالیسم از بین نرفت بلکه ناسیونالیسم و راسیسم و به قدرتمندترین جنبش های روز تبدیل می شوند! … من خوشحالم از اینکه آنقدر پیر هستم که دیگر شاهد ادامه تحولات ناسیونالیستی و فاشیستی نخواهم بود!ه

امبرتو اکو در مقاله فاشیسم ابدی می گوید: ” باید گوش‌ به‌ زنگ باشیم تا معنای این واژه‌ ها دوباره از یادها نرود. فاشیسم ابدی همچنان دور و بر ما پرسه می‌ زند، گاهی در لباس شخصی. اگر کسی به صراحت می‌گفت «می‌خواهم دوباره آشویتس را به راه اندازم، می‌خواهم سیاه‌ جامه‌ ها دوباره در میادین ایتالیا رژه بروند»، کار ما به مراتب آسان‌ تر می‌بود؛ اما دریغ که زندگی به این سادگی‌ ها نیست. فاشیسم ابدی ممکن است در ساده‌ترین و بی‌پیرایه‌ ترین جامه‌ ها بازگردد. وظیفه‌ی ما برداشتن حجاب از چهره‌ی آن و با انگشت اشاره‌ کردن به تک‌ تک مصداق‌ های جدید آن است ـ هر روز و در هر نقطه از جهان.”

ضرب المثل چنین هست که در یک رودخانه نمی توان دو بار شنا کرد!

بقول پیر آندره تاجیف ” فاشیسم در شکل شناخته شده ظهور مجدد نخواهد کرد!

یکی از مهمترین تغییراتی که نسبت به بیست سال قبل در اروپا بوقوع پیوسته این استکه دیگر نمایندگان احزاب فاشیستی یک مشت لات و لومپن و اسکین هدز سرگردان در خیابان ها نیستند! حالا اکثر رهبران سیاسی آنها مشتی پروفسور و آکادمسین تحصیل کرده و ” متمدن ” هستند! بزبان دیگر فاشیسم دیگر طبیعی می شود و در جامعه و سیاست دخالت قانونی میکند!… تا قوانین را بطور قانونی بسوی اهداف راست افراطی ببرند! یکی از شناخته شده ترین نشانه های فاشیسم ترویج خردستیزی است که اتفاقا توسط این نمایندگان فوکل کراواتی و آکادمسینهای ” متمدن ” به پیش می رود…!

هیتلر بدرستی گفته بود. ” من دمکراسی را با توسل به روشهای دمکراتیک نابود خواهم کرد.” او به گفته خود عمل کرد! با رای مردم به شیوه ” دمکراتیک ” سرکار آمد سپس حزب فاشیستی که در اکثریت بود بطور دمکراتیک تصمیم گرفت کمونیستها و یهودیها … را قتل عام کند! …

مسئله رشد فاشیسم مطلقا تصادفی نیست! فاشیسم هرگز از اروپا رخت برنبسته! در جنگ جهانی دوم ارتش سرخ فاشیسم را بطور فیزیکی شکست داد ولی دولتهای اروپایی از نظر ایدئولوژیک هرگز با فاشیسم برخورد ریشه ای نکرده اند! ریشه فاشیسم در ذات نظام سرمایه داری است! آنها چگونه می توانند تیشه به ریشه خود بزنند!؟؟

فاشیسم زائیده بحران عمومی سرمایه داریست. بقول ماکس هورکهایمر:

هر کس که علاقه ندارد در مورد سرمایه داری بحث کند، باید در موضوع فاشیسم نیز خاموش بماند.

درست بعد از پایان جنگ جهانی دوم آمریکا در تمام کشورهای اروپای غربی ارتش فوق سری و تروریستی گلادیو را نصب کرد تا در اروپای غربی جلو رشد کمونیستها را با توسل به هر جنایتی سد کنند! از فردای جنگ جهانی دوم فاشیست های دیروزی به دوستان امروزی دول امپریالیست تبدیل شدند تا جنگ با کمونیستها را بطور موثر به پیش ببرند! فاشیستها در ارتش گلادیو تحت رهبری سازمان سیا برای جنگ نهانی با کمونسیتها استخدام شدند! علاوه بر تجاربی که داشتند از طرف سازمان ام – آی – 6 انگلیس و سازمان سیا از آمریکا دوره های تکمیلی تروریستی و … طی کردند تا با عملیات تروریستی و عملیات زیر پرجم دروغین کشورهای اروپایی را بی ثبات کنند و با پاشیدن تخم ترس در جامعه توده ها را به آغوش احزاب راست برانند تا امنیت شان را حفظ کنند!…

بقول لوموند دیپلماتیک ما 60 سال به مردم دروغ گفته ایم! …

به این بحث ها دامن بزنیم…

پاسخی بگذارید