دم خروس آزادی ستیزی سازمان پرایم یا سرقت اعتبار اجتماعی و محصول کاردیگران توسط حزب کمونیست کارگری ایران ؟

آقای فرشاد حسینی دبیر فدراسیون پناهندگان ایرانی و کادر برجسته حزب کمونیست کارگری، مقاله ای نوشته اند تحت عنوان " دم خروس آزادی ستیزی سازمان پرایم، نقدی برعمل کرد سازمان پرایم در تظاهرات 18 تیر هلند". دراین مقاله که مالامال از فحش، توهین، اتهام، ...... است، ایشان مدعی هستند که سازمان پرایم " اساسا باهدف منحرف کردن مبارزات وخواسته های انسانی پناهندگان ایرانی به رهبری فدراسیون وحزب کمونیست کارگری بوجود آمده. پرایم می کوشد پابپای دولت هلند پناهندگان ایرانی را اخراج ودیپورت کند. پرایم 90% پناهندگان ایرانی را دزد وقاچاقچی می نامد. پرایم همراه با دولت هلند (از ح.ک.ک.) شکست سیاسی سختی خورد. ...پرایم در تظاهرات بازبانی حجاریانی اپوزسیون ایران را تهدید کرده. سازمانهای سیاسی را عامل اختناق حاکم برایران دانسته ... بشیوه بازجو ها و برنامه سازان هویت به مردم و گروههای سیاسی برخورد کرده. ... پرایم کمیته 18 تیر را با تهدید وادار به همکاری کرده. ...." دراین فحش نامه ایشان ،در مجموع به سه موضوع مهم پرداخته اند. 1) اعتقادات سیاسی ایدئولوژیک من در گذشته وحال. 2) بنیانهای تئوریک وسیاسی مسئله پناهندگی 3) واقعیتی که در 18 تیر درهلند اتفاق افتاد. برخورد به موضوع اول و دوم را زمان و مکان مناسب دیگری لازم است. آقای فرشاد حسینی که درتمام عمرش چند جلد کتاب جدی نخوانده و سه دقیفه بیشتر نمی تواندمناظره کند، بحت کردن با او بی نتیجه است. من حاضرم در این دو مورد اول با آقای کوروش مدرسی یا هرکدام از رهبران ح.ک.ک. هروقت که اعلام آمادگی کنند در اینترنت یا دنیای واقعی مناظره کنم. بنابراین من دراین نوشته خودم را به جوابگویی مختصر در باره وقایع 18 تیر محدود می کنم. درغیراینصورت مثنوی هفتادمن کاغذ می خواهد.

درمورد سوم هم من با چندین وکیل زبردست هلندی صحبت کرده ام همه متفق القول بودند که من باید از اتهاماتی که آقای فرشاد حسینی بمن زده بدادگاه شکایت کنم. من در درجه اول ترجیح می دهم کار دیگری بکنم. من فکرمی کنم در جامعه کمونیستی که ح.ک.ک. فقط شعارش رامی دهد، اگرکسی محصول کار ودسترنج ماهها وسالها زحمت شبانه روزی دیگران را بدزد، حتما او را به دادگاه می برند. احتمالا درجامعه ایده آل شما اسم آن دادگاه را دادگاه خلقی می نامند. من هم شما را به دادگاهی خلقی دعوت می کنم. می توانید طبق معمول باتمام سربازانتان لشگرکشی کنید. من تک و تنها در مقابل شما حاضر خواهم شد. درمیدان منطق وحقیقت سیاهی لشگر کارساز نخواهد شد. اگر آقای فرشاد حسینی حاضربه مناظره در اطاق های اینترنتی نشد، من مجبورم که از دست ایشان بدادگاه های دولت هلند شکایت کنم! کسیکه خود را کمونیست آنهم از نوع کارگری می نامد و حاضر نیست در دادگاهی خلقی حساب پس بدهد ، بدون شک بیدادگاه های دنیای بهتر اینها هزاران بار از این دنیای امپریالیستی موجود بدتر خواهد بود.

قبل از هر چیز باید یک گزارش مختصرمفید از تظاهرات ارائه کنم تا خونندگان عزیز بهتر در جریان امور واقع شوند.

 

تظاهرات ایرانیان درهلند.

 

بیش از 3000 نفر از ایرانیان مقیم هلند در تظاهرات باشکوه دنهاخ برای همبستگی با جنبش دانشجویی و مردمی شرکت کردند. سازمان پرایم و کمیته 18 تیر برگذارکنندگان این تظاهرات بودند.

در این تظاهرات آقای هری فان بمل از حزب سوسیالیستها، خانم فرح کریمی از حزب سبزها، آقای هانس فان زوندرت ( وکیل متخصص ایرانیان ونماینده هیت مدیره سازمان پرایم) و آقای الکوفان د_ مات نماینده سراسری دانشجویان هلند سخنرانی کردند. من خلاصه مهمترین بخش سخنرانی اینها را می نویسم.

هری فان بمل: من بخاطر اعلام همبستگی با جنبش شجاعانه دانشجویان ایران که خطرکردند تا بیرون بیایند، اینجا آمده ام. ما نه تنها از جنبش دانشجویی بلکه از جنبش کارگران ایران نیز حمایت می کنیم. جنبشی که در حال حاضر درجریان است. مثلا اعتصابات کارگران نساجی بهشهر که بیش از 28 ماه است حقوق عقب افتاده خود را دریافت نکرده اند. ... ما از جنبش زنان ایران حمایت می کنیم که هر روز صدایش قوی تر و رسا تر می شود. ما برعلیه شکنجه و نقض حقوق بشر درایران هستیم. ما برای حمایت از حق آزادی بیان، اعتصابات، اجتماعات و حق مساوی برای همه انسانها به اینجا آمده ایم. همه جهان بادقت تمام تظاهرات ایرانیان درهلند و سایر شهرهای مهم را دنبال می کنند. ...

درمجلس هلند باید خیلی چیزها تغییرکند. بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 مجلس امیدواربود که اصلاح طلبان وعده هایشان را عملی کنند. ولی این اتفاق نیفتاد. این اصلاحات زمانی عملی خواهد شد که مردم جرئت کنند خودشان به میدان بیایند و در خیابانها برای حق خود بجنگند. ... برای همین ما باید همبستگی خود را بااین جنبش نه تنها در اینجا در مجلس هلند و دولت هلند اعلام کنیم. متاسفانه دولت ما روابط تجاری فراوانی باایران دارد.

فرح کریمی:

... مردم ایران و دانشجویان هربار درتاریخ ثابت کرده اند که به هیچ وجه حاضرنیستند به استبداد جان بدهند. عمر این دیکتاتوری مذهبی هم حتما درایران به آخر خواهد رسید. ... حالا در این لحظه که دراینجا ایستادیم ، هزاران دانشجو در ایران زندان هستند. آنها باید فورا آزاد شوند. آزادی برای دانشجویان ... در چند هفته گذشته دانشجویان در ایران صدای خود را بلند کرده اند. ... آزادی بیان، مطبوعات و آزادی برای تظاهرات، اینها چیز هایی هستند که مردم ایران درحال حاضراحتیاج دارند. ...

من از دولت هلند و اتحادیه اروپا می خواهم که حالا دانشجویان را درایران تنها نگذارند. ...

سازماندهی این تظاهرات و مسائل پشت پرده

8 سازمان ایرانی برای 18 تیر تقاضای تظاهرات کرده بودند. برای پلیس غیرممکن بود که دریک روز نیروهایش را برای تظاهرات در یک شهر به 8 قسمت پخش کند. پلیس می گفت اگر همه شما باهم متحد نشوید اجازه تظاهرات نیست. یا اینکه درمیدان مالی فلد شما را با گذاشتن نرده های مخصوص از هم جدا می کنیم و درآن صورت حق راه پیمائی هم ندارید. سازمان پرایم وکمیته 18 تیرخیلی زود به این نتیجه رسیدند که می توانند باهم همکاری کنند چون هیچگونه وابستگی سازمانی به گروه خاصی نداشتند. بقیه گروه ها به شاخه های گوناگون سلطنت طلبان تعلق داشتند منهای یک گروه فرهنگی که از برقراری تظاهرات مستقل پشیمان شدند. دربین بقیه گروهها نیز اختلافات فراوانی بود. مسائل گروهی برایشان بالاتر از همه چیز بود برای همین نتوانستند با هم به وحدت برسند. دراین میان سرنوشت دوسازمان عبرت انگیز بود. یکی از اینها ازکانال بچه های قدیمی وفعال سیاسی سابق با سازمان پرایم تماس گرفت و ازما برای یک راه پیمائی سه روزه از آمستردام تا دنهاخ تقاضای کمک کردند. بااستفاده از امکانات سازمان پرایم برای خواب وغذای 50 تا 100 نفر درشهر های هارلم و لیدن امکانات لازم فراهم شد. ازاین لحظه به بعد ارتباط اینها با ما قطع شد تااینکه یک هفته قبل از تظاهرات دراداره پلیس شنیدیم که اینها به هیچ وجهی حاضر نیستند از پرچم شیروخورشیدنشان و عکس رضاپهلوی کوتاه بیایند. دراداره پلیس دنهاخ هم ادعا کرده بودند که بغیر از پرایم وکمیته 18 تیر همه سازمانها از ایشان حرف شنوی دارند. و می توانند همه ایراینها را بمیدان بیارند. پلیس هم شدیدا نگران بود که با اینهمه اختلاف بین ایرانیها چگونه امنیت تظاهرات را حفظ خواهد کرد. قرارشد شهردار دنهاخ بعد از مشورت با رئیس پلیس ومسئول امنیت شهر رای نهایی را صادرکند. در شهر لیدن گروه اورودیسنی که متشکل از 50 آنارشیست رادیکال هلند می باشد. بنا به درخواست سازمان پرایم خود را برای پذیرایی از 60 نفر آماده کرده بود. سازمان پرایم بمحض اینکه ازماهیت واقعی گردانندگان این دوسازمان که دو برادر هستند آگاه شد اعلام کرد که هیچ رابطه ومناسباتی با اینها ندارد. این آقایان درآمستردام چندین باربرنامه موفقی در دیسکو پارادیسو داشتند. اینها فقط یک اشتباه کوچک را مرتکب شده بودند. اینها میدان سیاست را با سالن دیسکو عوضی گرفته بودند. فکرمی کردند اگرفراخوان بدهند سیل جمعیت بدنبالشان بحرکت درخواهدآمد. روز تظاهرات اینها برای سیل هوادارانشان 2 ماشین پراز عکس واعلامیه وپرچم آورده بودند. غیر ازخودشان 3 نفر برای تظاهرات اینها آمده بودند! بچه های ارودیسنی محض دیدن این آقایان که با این وضعیت مفتضح به دفترکار ارودیسنی می رسند آنها را درجا برمی گردانند و روز 15 جولای هم اعلامیه ای برعلیه آنها منتشرکردند.

این واقعیت که تنها 3 نفر به فراخوان این 2 سازمان جواب مثبت داده بودند بیانگر دوچیزمهم است یک هشیاری سیاسی ایرانیان را درهلند نشان می دهد. دوم اینکه اعتماد اجتماعی را نمی توان دزدید. درضمن حرکت ما جواب دندان شکنی بود بر همه گروههای سکتاریستی که بهرقیمتی می خواستند این موفقیت را بی ارزش وبی اعتبارکنند. بعضی ها مدعی بودند که به خاطر جنبشی که درایران هست، هرکس فراخوان می داد همه می آمدند! بزبان دیگر سالها زحمت وکارشبانه روزی پرایم و بیش ازیک ماه تلاش مداوم پرایم وکمیته 18 تیر در این موفقیت هیچ نقشی نداشته ! برای این دوستان سرنوشت این دو سازمان آموزنده است. خوب است کمی فکرکنید چرا به تظاهرات سازمادهنگان موفق دیسکوها که خود را هم کمونیست وهم سلطنت طلب وهم تنها میراث دار فرهنگ کوروش و داریوش می دانستند فقط 3 نفرآمدند؟

این گروهها که می ترسیدند تظاهرات ما موفق تر و مردمی تراز تظاهرات آنها باشد، نهایت خلاقیت خود را برای کارشکنی بکاربردند. شایعات مختلفی را دامن زده بودند.ادعامی کردند بعلت اختلاف گروههای برگذارکننده تظاهرات پلیس دیگر به هیچ کسی اجازه تظاهرات نداده. این تظاهرات فقط مال کمونیستها است در آن شرکت نکنید. جهت برهم زدن تظاهرات ما، با خیلی ها تماس تلفنی گرفته بودند که برنامه ها عوض شده، فردا قراراست که همه با پرچم شیروخورشید به تظاهرات برویم. تعدای سوپر چپ هم مدعی بودند که دربین دانشجویان کمیته 18 تیرچند نفرسلطنت طلب هست پس هرگونه همکاری و شرکت دراین تظاهرات مردود است. ... این شایعات باعث شد تعداد قابل توجهی گیج و سرخورده شوند. انرژی زیادی را ما می بایست برای خنثی کردن عاتو اخبار نادرست صرف می کردیم انر

گزارش دهی به شیوه ح.ک.ک.

 

آقای فرشاد حسینی مسئول فدراسیون پناهندگان ایرانی و کادر برجسته ح.ک.ک. از قول یکی از مسئولین کمیته 18 تیر می نویسد: " از حدود دو هفته پیش ما با تهدیدات وفشارهای مختلف پرایم روبروشدیم. شدت تهدیدات به حدی بود که بیم آن داشتیم که این تظاهرات به یک درگیری خونین بیانجامد. ازاینرو تصمیم گرفتیم همکاری با پرایم راپذیرفته تا مانع وقوع اتفاق غیرمترقبه ای که پرایم تهدید کرده بود شویم. و بالاخره سازمان پرایم بدینگونه وارد میدان می شود. ... ورود پرایم به صحنه جدید کاملا نمایان بود که با هدف زیرآب زدن دوباره کمونیستها وحزب کمونیست کارگری صورت می گیرد .پرایم به شدت بیم آن داشت که ح.ک.ک. ابتکارعمل را در دست گیرد. هرچه تبلیغات حزب برای جلب افکارعمومی وکشاندن طیف وسیع تری ازمردم شدت می گرفت تحرک آنها برای بدست گرفتن مسئولیت کامل برنامه تظاهرات بیشترمی شد."

 

در این پاراگراف یک صحنه کاملا جعلی تصویر شده است. نویسنده چنان باهیجان ولحظه به لحظه از رقابت فشرده وشانه به شانه سازمان پرایم وح.ک.ک. گزارش می دهد که انگار درمسابقه فینال جهانی فوتبال گزارشگران ورزشی باحرارت وانرژی فوق العاده ای برشوروشوق جمعیت دامن می زنند. برای حزبی که لغت کارگر، حکومت،هژمونی یک ثانیه فراموش نمی شود شاید مقایسه دیگری بهترباشد و باجاه طلبی و دنکیشوت بازی ح.ک.ک. هم سازگارتراست. انگار ما دربرنامه زنده تلویزیونی که از کانالها وماهواره های سراسری پخش می شود درانتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کرده ایم. نتایج مناظره وتاثیر آن روی آرای احتمالی مردم فورا توسط دانشمندان آمار واحتمالات وآنالیستهای نظرسنجی اعلام می شود. پرایم که دراین رقابت بی سابقه و تاریخ ساز از ح.ک.ک. چندمیلی متر عقب مانده بایک حرکت غیردمکراتیک با تهدید کمیته 18 تیر وترساندن و تسلیم آنها هژمونی خود را برهمه اعمال کرده ومسئولیت کامل تظاهرات را بدست گرفته! هدف اصلی این صحنه سازی سینماهای هالیودی این است که ایشان بطورضمنی وکاملا شرمگینانه مدعی هستند که درسازماندهی تظاهرات سه تا سازمان، یعنی پرایم، کمیته 18 تیر و ح.ک.ک. شرکت داشتند! رقابت اصلی دراین میدان بین پرایم و ح.ک.ک. بوده ! کمیته 18 تیر هم با یک تهدید لفظی پرایم جازده و رستم های ح. ک. ک. را درمقابل پرایم تنها گذاشته. قابل درک نیست که پرایم در قلب اروپا و مرکز حقوق آن یعنی شهر لاهه 30 نفر دانشجو از کمیته 18 تیر را تهدید به جنگ و خونریزی می کند و اینها هم از ترس آلکاپون های پرایم حتی نفس نمی کشند! از کی تا بحال لاهه تبدیل به لبنان شده که ما خبر نداشتیم! خود دانشجویان هم این دروغ گستاخانه را در مناظره اینترنتی در حضور آقای فرشاد حسینی تکذیب کردند. اینها چگونه به خودشان اجازه می دهند چنین دروغهای ابلهانه ای را منتشر کنند؟ گیریم که کمیته 18 تیر با یک اشاره میدان نبرد را ترک کرده . این رستم ها ی ح.ک.ک. چگونه " ازسازمان پرایم که هیچ عددی نیست" شکست خورده اند؟ پرایم چگونه توانسته این معجزات محیرالعقول را عملی کند حتما تئوریسینهای ح.ک.ک. درآینده نزدیک رمز این راز را خواهند گشود.

جناب فرشاد حسینی

تیغ چوبین را، مبر در کارزار بنگر اول، تا نگردد، کار، زار

ازآنجاییکه مخاطب آقای فرشاد حسینی دراین مقاله همه ایرانیان وتارنماهای اینترنتی ایرانیان بوده، ترسیده اند رویاهای رمانتیک خود را بطورکامل بیان کنند. پیدا کردن نصف دیگراین فیلم هیجان انگیز دراین مقاله بغایت مشکل است و به چشمانی تیزبین احتیاج دارد. برای اینکه خوانندگان عزیز مارابه آنالیزجانبدارانه متهم نکنند ما می گردیم تا نیمه دیگر این داستان جانی دالری را از زبان خود فرشادحسینی بشنویم.

آقای فرشادحسینی درتارنمای روزنه یعنی خانه ح.ک.ک. درمیان هم جنسان خود و با اتکا به سنت حکمتیسم و رهبرانش شیرشده، نیمه دیگر رویا های مالیخولیائی ح.ک.ک. را بی پرده بیان کرده اند. این انقلابیونی که در پشت کامپیوترهای خود قایم شده اند. ازاینکه سازمان پرایم هرازگاهی با افشاء دروغهای ح.ک.ک. درمقابل لومپنیزم سیاسی مانع ایجادمی کند. شدیدا از دست پرایم عصبانی شده اند و با یک چرخش قلم سازمان پرایم را ازصحنه روزگار محو کرده اند! و صورت مسئله را یکجا پاک کرده اند. این است مفهوم تارخ نگاری به شیوه ح.ک.ک! کسانیکه درمقابل چشمان 3000 نفر به چنین دروغهایی متوسل مشوند. هرچند که میلیونها مقاله رمانتیک درباره دنیای بهتر بنویسند در دنیای واقعی دنیایی بغایت کثیف ترو ناعادلانه تر از دنیای سرمایه داری را عملی خواهند کرد.

در تارنمای روزنه نوشته اند:

" در جريان اين تظاهرات ها ٢٠ نفر به عضويت حزب کمونیست کارگری در آمدند.

هلند: در لاهه پايتخت هلند قريب ٢ هزار تن از ایرانیان گرد آمدند و علیه جمهوری اسلامی شعار می دادند. این تجمع به فراخوان دانشجويان متشکل در کميته ١٨ تير، واحد هلند حزب کمونيست کارگرى ايران و فدراسيون پناهندگان ايرانى در هلند صورت گرفت. ... در پايان اين تظاهرات قطعنامه همبستگى با مبارزات مردم ايران که توسط فرشاد حسينى قرائت ميشد به تائيد شرکت کنندگان رسيد. در جريان اين تظاهرات با پيوستن شمار قابل توجهى از جوانان به سازمان جوانان کمونيست واحد اين سازمان در هلند تشکيل شد ."

ح.ک.ک. این دومقاله را بدون توجه به این همه تناقض آشکار در صفحه تارنمای روزنه منتشر کرده. ایشان باید بتوانند چند سئوال را برای ما توضیح دهند.

- درمقاله دم خروس ... پرایم رامتهم می کنند به اینکه مسئولیت کل تظاهرات را بدست گرفته و هژمونی خود را برتظاهرات از راه تهدید کمیته 18 تیر اعمال کرده. درمقاله تارنمای روزنه پرایم نه تنها ازصحنه سازماندهی بلکه از تاریخ هم حذف شده! ( مفهوم انتقاد از استالین و شعارهای زیبای ح.ک.ک. را در این برخوردهای عملی می توان سنجید. ) اینها اگر بقدرت برسند با مخالفین شان چه خواهند کرد ؟

- آنهمه داستانهای هیجان انگیز رقابت شانه به بشانه با کدام منطق مصلحت جویانه دود شد و برباد رفت ؟

- اگرشما مسئول وسازمانده تظاهرات بودید چرا درمقاله دم خروس .... مدعی شده اید : " پرایم مرتبا بالای پودیوم می رفته وبازبانی حجاریانی گروههای سیاسی را تهدید کرده واعلام داشته که هیچ حزب وسازمان سیاسی حق دردست داشتن پرچم و پلاکارد های سازمانی خود را ندارد." حالا چگونه می توانید توضیح دهید که یک مرتبه آنقدر دست و دلباز شده اید که به احمد پوری اجازه داده اید قطعنامه سازمان پرایم را به خواند؟ و به خود شما اجازه حرف زدن نداده؟ دلیل این محبت بی کران شما به سازمان پرایم چیست؟ آنهم پرایمی که به ادعای شما " علت وجودیش مبارزه با خواستهای انسانی پناهندگان ایرانی برهبری فدراسیون و حزب کمونیست کارگری است" !

- اگرهمانطوریکه مدعی هستید سازمانده و مجری برنامه شما بودید پس چرا فریاد شما از دست پرایم به آسمان بلند شده ؟ چرا شیپورمی زنید که پرایم به سازمانها اجازه برافراشتن پرچم و سخنرانی نداد! درمقاله جدید مدعی هستید که همه کاره تظاهرات ح.ک.ک. است. شما که معتقد به آزادی بی قید وشرط بودید چرا اجازه ندادید همه سازمانها در تظاهرات شما سخنرانی کنند؟ چرا این سئوالها را از پرایم می پرسید؟

چون دهد قاضی بدل رشوت قرار کی شناسد ظالم از مظلوم زار

چون غرض آمد هنر بوشیده شد صد حجاب ازدل بسوی دیده شد

 

- راستی از اداره حفظ فضای سبز و جنگلها و مراتع به خاطر 2 ساعتی که ما در چمن های مالی فلد تظاهرات داشتیم یک قبض 549.99 اورویی به سازمان پرایم فرستاده اند. خیلی خوشحال می شوم که این قبض را به شما بفرستم . همانطوریکه مدعی هستید شما سازمانده بودید چرا این قبض را به ما فرستاده اند؟ البته مخارج این تظاهرات خیلی بیش از اینها بود. آیا ح.ک.ک. فقط افتخارات تظاهرات ما را به اسم خود ش مصادره کرده؟ مخارج این تظاهرات را چه کسی باید بپردازد؟

- دروغگویان حرفه ای و آموزش دیده ح.ک.ک. از هر وسیله برای رسیدن به قدرت استفاده می کنند. حکمتیسم نه مارکسیسم را ، بلکه ماکیاولیسم را تکامل کیفی داده. ماکیاول باید در مکتب ح.ک.ک. در کلاس مقدماتی ثبت نام کند. بواقع چگونه می توان باور داشت که سازمان پرایم، همه را به تظاهرات دعوت کند. "سازمانهای سیاسی را عامل اختناق حاکم برایران دانسته" ، " 90% پناهندگان ایرانی را دزد وقاچاقچی بنامد"، " بشیوه بازجو ها و برنامه سازان هویت به مردم و گروههای سیاسی برخورد کند" ، و "بکوشد پابپای دولت هلند پناهندگان ایرانی را اخراج ودیپورت کند." و در تظاهرات " بازبانی حجاریانی" از بیان هر گونه توحین و تحقیر نسبت به مردم ابا نداشته باشد. و هیچ کسی متوجه این همه توحین و تحقیر نشده باشد جز نوابغی که از مکتبت حکمتیسم فارغ التحصیل شده اند. آیا این ادعای ح.ک.ک. توحثن به شعور عمومی آنهمه شرکت کننده و سازمانهای سیا سی نیست ؟

- بیش از 3000 نفر شاهد بودند که ما 4 تا سخنران داشتیم و بعداز آنها قطع نامه کمیته 18 و پرایم قرائت شد. سپس هردوقطعنامه به نمایندگان پارلمان هلند تقدیم شد. با شروع راه پیمائی، پودیوم هم برچیده شد. بعد از راه پیمائی هم در مالی فلد باخواندن سرود یاردبستانی وشعاراتحاد، مبارزه، پیروزی، احمد پوری با تشکراز تک تک شرکت کنندگان بطوررسمی پایان تظاهرات را اعلام کرد و همه از هم جداشدیم. حالا درکدامین رویای رمانتیک این کادر ح.ک.ک. بالای پودیومی رفته که وجود نداشت و سه ساعت پیش برچیده شده بود، قطعنامه ح.ک.ک. را خوانده ؟

- کدام جمعیت امت وار ولبیک گویان بند بند قطعنامه شما را تائید می کرد ؟

- چرا قطعنامه شما تقدیم نمایندگان مجلس نشد ؟ شما که مدعی شدید برگذارکننده اصلی تظاهرات بودید !

- آقای فرشاد حسینی اگر شما از چنان محبوبیت و هژمونی برخورداربودید که جمعیت بند بند قطعنامه شما را لبیک گویان تایید می کرد. چطور احمد پوری توانسته در تظاهرات شما واز پشت مبکروفون شما به " سخنرانی آتشینی درستیز با آزادی بپردازد" و به ادعای خودتان آنهمه توهین وتحقیرنثار شما وتمام سازمانهای سیاسی ایران بکند؟ این رستمهای ح.ک.ک. کجا بودند؟

ازنظرروانشناسی بعضی از آدمهای بزدل دررویاهایشان حریف قدرقدرت را درچنگ خود زبون وخوارمی بینند. اتورییته بی چون چرا درخواب خوش برمخالفین شان اعمال می کنند. این امکان هست که آقای فرشاد حسینی درحسرت سازماندهی یک تظاهرات موفق و 3000 نفره از شدت حسادت بیهوش شده ، برای غلبه بر ضعف عینی خود وحزبش درعالم رویا سوار بر یابوی افسارگسیخته احساسات شده و دن کیشوت وار به جنگ آسیاب بادیها رفته. سواربراسب سرخ "هژمونی " به قرائت قطعنامه ح.ک.ک. پرداخته وجمعیت همانند امت واحده همه حرفهای ایشان را تایید و تصویب کرده !

سعد ی درحق امثال فرشاد حسینی ها که همیشه در رویا ها پیروز می شو ند گفته

درخواب گزیده لب شیرین گل اندام از خواب نباشد، مگر انگشت گزیده

 

متاسفانه آقای فرشاد حسینی ازاین رویای زیبا و کوتاه مدت با انگشتی به شدت زخمی و دردی جانکاه بیدار شده ! آقای فرشاد حسینی بعد از نوشتن این رستم نامه ح.ک.ک. نمی تواند تا ابد به زندگی اینترنتی قناعت کند. مجبورهستند که به زندگی عادی خود در اجتماع ادامه دهند. در اجتماع واقعی با سئوالات بی شمار هزاران ایرانی روبرو خواهند شد. سئوالاتی که ح.ک.ک. برایش جوابی ندارد.

راستی چرا ح.ک.ک. کارهایی را که خودش با زحمت زیاد انجام داده در نهایت شرمندگی انکار می کند. مثل وحدت باسلطنت طلبان در تظاهرات 18 تیر در کشورهای مخلتف. ولی کار های ما را با زیر پا گذاشتن هرگونه پرنسیپ انسانی به خودشان نسبت می دهند؟ در حالیکه هرگز حتی یک ثانیه با ما ارتباط نداشتند تا چه رسد به همکاری!

حکمتیسم را در عمل بشناسیم.

 

حکمتیسم را از ابعاد مختلف می توان دراین مقاله مشاهده کرد. بی پرنسیپی، فرصت طلبی، موج سواری، بی سوادی، قلمبه گویی، ناسزاگویی، تهمت زدن، سکتاریسم، دگماتیسم، دزدیدن محصول زحمات دیگران و لومپنیزم سیاسی ! تمامی مشخصات فوق را در مقاله 3 صفحه ای آقای فرشاد حسینی می توان دید.

بهتر است صفوف جنبش را از آفت علف های هرز تمیز کنیم تا گلهای شاداب جنبش بدون این انگلها امکان رشد و شکوفائی بهترو سریعتری داشته باشد. لغت کمونیزم و کارگر در دست لمپن های سیاسی سلاحی است برای سرکوب هرمخالف. آنها براحتی منقدین خود را مفسد فی الارض، ضد انقلاب، ضد کمونیست و ضد کارگر می خوانند.

اگر برای سازمانی که می خواهد انسانیت را به مارکسیسم برگرداند ثابت شود که یکی از کادر هایش محصول کار دیگران را دزدیده ودر تهمت زدن و دروغ گو ی ی حد و مرزی نمی شناسد، با چنین کسی در آن " حزب کمونیست ی و کارگری " چگونه برخورد می کنند؟ من برای روشن شدن حقیفت ، این دروغگوی کبیر و رهبرانش را به مناظره دعوت می کنم تا سیه روی شود هرکه دراو غش باشد. آیا ارائه اینهمه مدرک در سبک کار رهبران ح.ک.ک. تغییری بوجود خواهد آورد؟ آیاکادرهای رهبری به این انتقادات و افشاگریهاحساس هستند؟

پریشان شود گل به باد صحر نه هیزم که نشکافدش جز تبر

من صد در صد قول می دهم که بعد از افشاء دروغهای گستاخانه آقای فرشاد حسینی ایشان از حزب به اصطلاح کمونیستی و به اصطلاح کارگری اخراج نخواهند شد، تنزل مقام پیدا نخواهند کرد، تنبیه نخواهند شد، و مورد تجدید تربیت و بازآموزی قرار نخواهد گرفت که هیچ ، درست مثل جمهوری اسلامی ایشان مورد لطف رهبر واقع شده و ترفیع مقام پیدا خواهند کرد! ما چهار سال پیش چنین تجربه ای را با آقای محمد رضا پویا از سر گذراندیم و نتیجه افشا گریهای ما درباره ایشان موجب ترفیع مقام حزبی گشت! اگر لازم شد همه را افشا خواهیم کرد.

حالا اگر چنین اتفاقی دوباره رخ داد بر اعضا و هواداران صادق این حزب است که برای رسیدن به سوسیالیسمی که در آن انسان و انسانیت درمرکز همه امور قرار دارد باید براحتی بتوانند حساب خود را از مشتی دروغگوی حرفه ای، دزد اعتبار اجتماعی و لمپن سیاسی جدا کنند. حکمتیسم با زیرپا گذاشتن هر نوع پرنسیپ انسانی موجب ناباوری انسانها و سیاست گریزی و سازمان گریزی می شود.

آیا آقای فرشاد حسینی یک استثناء در ح.ک.ک. هستند؟ آیا بقیه کادر های رهبری ح.ک.ک. به پرنسیپ های انسانی وفا دار هستند؟ آیا مسائلی که در دنهاخ اتفاق افتاد یک حادثه استثنائی است یا جزئی ضروی از ساختار یک سیستم سراپا فساد است؟

متاسفانه ما شاهد هستیم که این سبک کار مخصوص هلند نیست . در همه کشورها این متدولوژی موج سواری ، زیرپا گذاشتن هرگونه پرنسیپ انسانی و مصادره محصول کار دیگران با صدور یک اعلامیه بطور سیتماتیک انجلم می پذیرد. با دادن یک اعلامیه چند خطی یک روز قبل از تطاهرات و در صورتیکه خیلی دیر از خواب بیدار شده باشند یک روز بعد از واقعه ، آن تظاهرات را غصب می کنند. اینها همه تمرین کسب قدرت بهر قیمت است. حتی به قیمت نشستن پشت میز مذاکره با هر شیطانی و دریافت کمک مالی از هر شیطانی ( کشورهای امپریالیستی). در سوسیالیسم ح.ک.ک. خود آگاهی توده ها پشیزی ارزش ندارد. اگر مرید ومقلد های منصور حکمت بیدار باشند توده ها می توانند آسوده به خوابند. در سوسیالیسم اینها مردم نیستند که سوسیالیسم را می سازند. مشتی دروغگوی کودتا گر کافی است که با کمک مالی خارجیها به ریسمان قدرت حکومتی چنگ بزنند. تمامی رهبران ح.ک.ک. مثل آقای منصور حکمت و علی جوادی بوضوح می گویند از آنجائیکه خواست وبرنامه حزب ما خواست مردم است پس اکثریت عظیم مردم ایران طرفدار ماهستند حتی اگر خودشان متوجه به این موضوع نباشند! برای اینها معیار و محک سنجش درستی یا نادرستی نظراتشان پراتیک اجتماعی نیست. بلکه زیبایی شعارهای رهبران ح.ک.ک. روی کاغذ معیار سنجش حقیقت است! این است فلسفه جدید حکمتیسم و تکامل فلسفی مارکسیسم! تبدیل ماتریالیسم دیالکتیک به ایده آلیسم عصر حجر! اینها حتی از ایده آلیسم هوشمند قرن 19 ، قرنها عقب ترهستند. این جاست که یک انقلابی بظاهر رادیکال و سوپر چپ در عمل راست افراطی و ارتجاعی از آب در می آید! و مارکس زمانه یک تئوریسین دست دوم التقاطی و عقب مانده از آب در می آید. مولوی در حق جناب حکمت و حزبش فرموده :

هر وسوسه را بحث و تفکر بمخوانید هر گم شده را سرور و سالار مدارید!

هر که را پیرش چنین گم ره بود کی مرید ش را به جنت ره بود!

هدف از این جنجال آفرینیها و دروغگویی بی حد ومرز درمقابل 3000 شاهد چیست ؟  

در تظاهرات دیگران تبلیغ آزادی بی قید و شرط می کنند تا بتوانند در گوشه ای بالای صندلی رفته و در شیپور تبلیغات ح.ک.ک. بدمند. ولی در جلسه پرسش و پاسخ رهبرانشان در اطاقهای اینترنتی حق نوشتن و سئوال کتبی را از حضار سلب می کنند! ایا موارد استعمال شعار آزادی بی قید و شرط فقط در خارج از ح.ک.ک.کاربرد دارد؟ تا امکان موج سواری و سرقت دسترنج دیگران را برای شما آسانتر کند ؟ ح.ک.ک. از کوچکترین اعتبار اجتماعی برخوردارنیست. توان برگذاری چنین تجمعات باشکوهی را ندارند. لذا تنها امکان مطرح کردن خود و حیات انگلوارشان از طریق دزدیدن تظاهرات باشکوه دیگران میسر است.

به همین دلیل اینها باحضور چند نفره در تظاهرات دیگران با زیر پا گذاشتن هر گونه پرنسیپ انسانی و ایجاد هیاهو و جنجال خودشان را مطرح می کنند.

همه این نسخه ها ی ماکیاولیستی ح.ک.ک. ارزش مصرف خارجی دارند. یعنی این دروغها را در هلند می گویند ولی در سوئد وکانادا و ... در باره تظاهرات هلند که چند تا تماشاچی داشتند داستان سرایی می کنند و همینطور در باره کشور های دیگر برعکس ، در هلند و .... داستان سرایی کشور های دیگر را می کنند . صدها مدرک در این زمینه هست که من فقط به ذکر دو مثال قناعت می کنم : همه می دانند که سال 97 سازمان پرایم بعد از برگذاری دهها تظاهرات، صد ها اعتصاب غذا، سمینار، کنفرانس، شش ماه مداوم تحصن در کلیسا ها در شهر های مهم و 68 روز تحصن در مقابل پارلمان هلند بلاخره با افشاء دروغهای وزارت دادگستری ( وزارت دادگستری هلند مدعی بود: پناهندگانی که از هلند به ایران برگردانده می شوند زیر نظر دولت هلند هستند و کوچکترین مشکلی ندارند.) و اثبات اینکه یک پناهنده ایرانی که دیپورت شده در ایران کشته شده و دیگری در زندان تحت شکنجه قرار داشت. باتوجه به اطلاعاتی که سازمان پرایم داده بود درمجلس هلند دولت را استیضاح کردند. بلاخره دولت هلند در مورد ایرانیها عقب نشینی کرد و اخراج ایرانیها را برای چهار سال متوقف کرد. در آن زمان آقای محمد رضا پویا دبیر فدراسیون و کادر حرفه ای ح.ک.ک. با صدور یک اعلامیه که سرا پا فحش به دولت هلند و اروپا بود ادعا کرد که دولت هلند و اروپا را شکست داده ! و تمام زحمات شبانه روزی یکساله ما را با یک اعلامیه یک صفحه ای مصادره کردند! بعد ها من در استکهلم در جلسه هیئت اجرائیه تریبونال بین المللی برای محاکمه جمهوری اسلامی به جرم جنایت برعلیه بشریت شرکت داشتم که اعلامیه های ح.ک.ک. را در باره فعالیت شان در هلند خواندم که در سوئد جشن بزرگی ترتیب داده اند و از مردم به خاطر پیروزیشان در هلند برای پناهندگان ایرانی درهلند کمک مالی خواسته اند! تمام مقالات، فیلم ها، عکس ها و اسناد سال 97 در آرشیو پرایم هست و بزودی روی سایت خواهد آمد. سئوال من از این پهلوانان ح.ک.ک. این است که چرا امروز از این نامه ها نمی نویسند تا هزاران ایرانی را نجات بدهند که سالهاست در هلند و دیگر کشورهای اروپایی در فلاکتبارترین شرایط غیر انسانی زندگی می کنند. آخر از کی تا بحال با انتشار چند صفحه فحش، ناسزاگویی، تهدیدات خیالبافانه، جنجا ل سازی و ماجراجویی چند نفر از یک سکت و حزب منزوی می توان مناسبات اجتماعی را دگرگون کرد و دولتی را به عقب نشینی وادار کرد؟ کسانیکه کوچکترین شناخت و درکی از مناسبات و دستگاه پناهندگی در هلند و اروپا وجهان ندارند چگونه می توانند با دریایی از نادانی وندانم کاری یک میلیمتر کار مثبت انجام دهند؟

در سال 2001 وزیر امورخارجه هلند بعد از 21 سال می خواست به ایران برود. من بعد از ماه ها کار جدی درباره رویداد های ایران نامه ای 30 صفحه ای تحت عنوان " آقای وزیر به کجا چنین شتابان" در باره اوضاع ایران نوشتم. به وزیر امورخارجه و کمسیون دائمی مجلس برای امورخارجه ارسال کردم. خلاصه این نامه و گزارش بحث های مجلس آن زمان تقریبا در همه مطبوعات و رسانه های ایرانی در خارج انعکاس یافت. روزی که وزیر به ایران می رفت سازمان پرایم در فرودگاه تظاهرات داشت. همزمان با ما تعدادی از سازمانهای سیاسی چپ نیز در فرودگاه تظاهرات داشتند. در این تظاهرات از طرف ح.ک.ک. حتی یک نفر هم تماشاچی وجود نداشت. تاچه رسد به شرکت کننده یا سازماندهی تظاهرات. رادیو اسرائیل که روز قبل نامه مرا پخش کرده بود ومی دانستند که ما درفرودگاه تظاهرات داریم به من زنگ زند و درباره تظاهرات پرسیدند. گفتند که ح.ک.ک. اطلاعیه ای برای برگذاری تظاهرات امروز صادر کرده و با رادیو اسرائیل هم مصاحبه داشتند. من گفتم که تظاهرات امروز فرودگاه ازطرف پرایم و سازمانهای سیاسی چپ سازماندهی شده و ح.ک.ک. هیچگونه نقشی در این تظاهرات ندارد. آنها هم از این امر مطلع بودند به همین دلیل با من هم مصاحبه کردند و آن روز مصاحبه هر دو مارا از رادیو اسرائیل پخش کردند. چند روز پیش که در اطاق بحث اینترنتی من این مسئله را افشا کردم آقای محمد رضا پویا که راه گریز نداشت، به عذربدترازگناه متوسل شد. در مقابل 150 نفری که در آن اطاق حضور داشتند مدعی شد که ح.ک.ک. دروغ نگفته. رادیو اسرائیل سرخود این اطلاعیه را به اسم ح.ک.ک. صادر کرده ! اگر شما راست می گوئید چرا بر علیه رادیو اسرائیل شکایت نمی کنید که به چه دلیلی یک رادیو بیگانه با شما اینقدر احساس صمیمیت می کند که حتی بدون مشورت با شما به اسم شما اطلاعیه صادرمی کند! لابد مدعی هستید که صدای شما را هم تقلید کرده اند! آیا شما آن دنیای بهتر و انسانی را با این همه دروغ وجعل واقعیتها پی ریزی خواهید کرد؟ رابطه اجتماعی انسانها بهترین معیار سنجش درجه خلوص و وفاداری آنها به آرمانهایشان می باشد. بقول مارکس به حرفهایشان گوش کنید ولی به اعمالشان ایمان بیاورید. بدا به حال کمونیستهایی که مدافعانی چون شما دارند!

 

جای آنست که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش

علل موفقیت آکسیون دنهاخ

 

حضور رادیکال جنبش دانشجویی ایران درمیدان مبارزه و رویا رو باکلیت رژیم ارتجائی جمهوری اسلامی. عدم برخورد دگماتیک، نرمش پذیری وانتخاب تاکتیک صحیح توسط سازمان پرایم برای وسیع ترین وحدت عمل رادیکال ممکن درتظاهرات برعلیه جمهوری اسلامی و همبستگی با جنبش دانشجویی ومردمی درایران. نوشتن قطعنامه ای رادیکال وخواستهای مشخصی که مورد توافق عمومی واقع شد. همه سازمانهایی که قطعنامه پرایم را امضا کرده بودند و اکثریت افرادی که درتظاهرات شرکت داشتند قبول کردند که در این روز مسئله مرکزی حمایت از جنبش دانشجویی ومردمی در ایران است نه رقابت یاوحدت سازمانها ی اپوزسیون بایکدیگر. مغضلی که در23 سال گذشته حل نشده در تظاهرات چند ساعته ما هم حل نخواهد شد. پرایم از همه سازمانهای شرکت کننده درخواست کرده بود که بدون آرم و پرچم سازمانی خاص دراین تظاهرات شرکت کنند. همکاری صادقانه هواداران همه سازمانها حول محورتوافقات عمومی. اعتماد عمومی به سازمان پرایم درطول سالیان دراز مبارزه برعلیه جمهوری اسلامی و احقاق حقوق پناهندگان. شرکت فعال پناهجویان، همکاری سازمان پرایم و کمیته 18 تیر. هردو سازمان به هیچ گروه سیاسی خاصی وابستگی ندارند. حضورفعال دانشجویان جوان ایرانی مقیم هلند که روح نوینی به تظاهرات دمید. همکاری صمیمانه و آگاهانه سازمان پرایم و کمیته 18 تیردرصحنه عملی تظاهرات. برخورد کاملا متین و خونسرد انتظامات داخلی سازمان پرایم وکمیته 18 تیر با چند نفری که می خواستند با بهم زدن تظاهرات ما خود و سازمانشان را مطرح کنند. آرامش وخونسردی ما بمردم هم آرامش میداد خیلی ها درطول راه پیمائی رضایت خود را از برخورد متین ما نسبت به اخلال مشتی صف شکن اعلام کردند. آنها ماراتهدید می کردند که اگر مارا از صف بیرون کنید 80% مردم با ماخواهند آمد! درعکس ها همه می توانند قضاوت کنند که این پرچم بدستان با پلیس، خبرنگاران و تماشاچیها 30 نفربیشتر نبودند. اگر ما برخورد اصولی و آگاهانه نمی کردیم و این تظاهرات با شورش و زد وخورد ازهم می پاشید، برای مدتهای مدید به اعتماد همه ایرانیان ضربات کاری وارد می شد.

برخوردار بودن از زمان کافی برای تبلیغات و مطلع کردن ایرانیان، هردو سازمان حداقل از یک ماه پیش برای 18 تیر خود را آماده می کردند. سازمان پرایم سه هفته قبل از 18 تیر تظاهراتی را درمقابل سفارت جمهوری اسلامی در دنهاخ سازماندهی کرد. درملاقات با کمسیون دائمی مجلس برای امورخارجه نمایندگان همه فراکسیونها قول دادند که در باره قطعنامه ما با وزیرامورخارجه صحبت خواهند کرد وبزودی مارا ازنتایج آن مطلع خواهند کرد. درفردای آن روز وزیرامورخارجه هلند سفیر ایران درهلند را برای نقض حقوق بشر در ایران وسرکوب بی سابقه دانشجویان احضار کرد. همه این عوامل بعلاوه همکاری صمیمانه و همه جانبه همه سازمانها وافراد منفرد و پناهجویان فعال درکمپها، شرایط لازم را برای برگذاری این تظاهرات موفق فراهم کردند.

 

انتقاداتی که از برنامه ما بعمل آمد.

 

ما اذعان داریم که هرشیوه سازماندهی بخشی از مسائل را به بهترین نحوحل می کند وبخشی ازمسائل را نمی تواند حل کند ویا کمتر مورد توجه قرار می دهد. مسئله مرکزی پیش بردن یک استراتژی است که به حل معضل اصلی کمک کند. در هر تصمیم گیری و حرکت اجتماعی درجه ریسک معینی وجود دارد. میزان این ریسک به فاکتورهای زیادی در رابطه با آن حرکت معین ، شرایط پیرامونی، ابزار وامکانات لازم، میزان اطلاعات لازم ، میزان اطلاعات موجود درلحظه تصمیم گیری بستگی دارد. اگر خونسردی ، قدرت نرمش پذیری، عدم برخورد سکتاریستی ودگماتیک سازماندهندگان و مسئولین انتظامات نبود قطعا باتوجه به جو ملتهب، حساسیت فوق العاده پلیس، وجود چند نفر اخلال گر وصف شکن مثل آقای فرشاد حسینی و مشتی شاه اله ی که به هیچ منطقی گوش شنوا نداشتند و تظاهرات ما با یک فاجعه پایان می یافت به امید همه ایرانیان خیانت می شد. یکی از ویژه گیهای ایرانیان در شرایط حاضر ناباوری، عدم اعتماد به همدیگر و سازمان گریرزی است. خیلی ها که نامه آقای فرشاد حسینی را خو اند ه اند، به من می گفتند که از این دریای بیکران دروغگویی و کلاهبرداری شدیدا افسرده شده اند . بواقع عمل کرد این گونه لمپن های سیاسی است که به اعتماد عمومی و باور به همدیگر ضربه می زند. خیلی ها را سیاست گریز و سازمان ناپذیر می کند.

این تظاهرات موفق امید و اعتماد ضربه خورده ایرانیان را به درجات قابل توجهی ترمیم کرد. این 3000 نفر به بهانه ساز و آوازخوانندگان کالیفرنیایی جمع نشده بودند. جمهوری اسلامی با توسل به مشتی اوباش قداره بند و جنایتکارمی خواهد سکوت قبرستانی را برمملکت ما حاکم کند. آنها برای شکستن این سکوت قبرستانی و رساندن صدای برحق و آزادی خواهانه دانشحجویان، بگوش جهانیان بپا خواسته بودند. برای دادن شعار مرگ بر جمهوری اسلامی ، این جنبش دانشجو است نه جنبش آمریکا ودانشجو، دانشجو حمایتت میکنیم به میدان آمده بودند.

طبیعی است که کار ما ایده آل نبود و نارسائیهای زیادی هم در این تظاهرات وجود داشتند. امکان ناپذیر بود که درمدت کوتاه یک هفته ای که از پلیس برای هماهنگی بین گروهای مختلف وقت داشتیم، با اینهمه کارشکنان سازماندهی شده ، خواست گروههای مختلف سیاسی، درگیری با پلیس برای برگذاری تظاهرات، وجود اختلاف نظر بین سازماندهندگان ، یعنی سازمان پرایم و کمیته 18 تیر به هماهنگی ایده آل دست یافت. بعضی از دوستان دانشجو نمی خواستند اسم سازمانها ی سیاسی در پایان قطعنامه آورده بشود. درمورد خواستهای قطعنامه پرایم هم کمی اختلاف سلیقه وجود داشت. درست به همین دلیل ما دو تا فراخ وان و دوتا قطعنامه داشتیم . که فقط قطعنامه پرایم را سازمانهای سیاسی و کانون نویسندگان ایران درتبعید امضاء کرده بودند. با وجود همه کمبودهای تکنیکی و زمان کم و اختلافات سیاسی بین سازمانها و میزان انرژیی که می بایست صرف هماهنگی و از بین بردن این همه موانع می شد. خوشبختانه درعمل این تظاهرات به بهترین نحو ممکن برگذارشد. درست بدلیل اینکه دو گروه سازمانده با احترام گذاشتن به خواستها و نظرات طرف مقابل در عمل به همدیگر اعتماد لازم را داشتند. در آخرین جلسه هماهنگی که بین دو سازمان برگذارکننده تظاهرات در دفتر پرایم برگذار شد سر تک تک مشکلات احتمالی که ممکن بود پیش بیاید باهم صحبت کردیم. جوی بینهایت صمیمانه ای ب رجلسه حاکم بود. به پیشنهاد کمیته 18 قرار شد من مسئول کل انتظامات داخلی تظاهرات باشم. بطور مفصل سر اخلال گریهای ممکن و راه حلهای احتمالی بحث شد. قرار شد اگر انتظامات با آدمهای مسئله ساز روبرو شد. در نهایت احترام از آنها بخواهد که برای رعایت دمکراسی که خیلی ها فقط شعارش را می دهند به توافقات عمومی احترام بگذارند. اگر به هیچ وجه گوش شنوایی نداشتند انتظامات داخلی حق نداشت شخصا با اخلال گران برخورد کند یا به پلیس معرفی کند. قرار بر این بود که اینگونه اخلال گران را به من معرفی کنند و منهم نهایت تلاش خودم را می کنم که سعی کنیم با احترام مسائل را بین خودمان حل کنیم. اگر همه راهها به بن بست رسید من این فرد را به یکی از اعضای کمیته 18تیر که رابط ما با پلیس بود معرفی می کنم و پلیس این فرد را از صف ما خارج می کند. به همین دلیل بود که ما در عمل با اعتماد بنفس و خونسردی بی نظیری با مشکلات روبرو شدیم.

من مهم ترین شکایات و انتقاداتی را که شنیده ام می نویسم.

صفهای تظاهرات طولانی بود (380 ردیف 5 تا 15 نفره در صف بودند) و صدای بلند گوهای مرکزی عملا نصف جمعیت را تحت پوشش قرار می داد. به همین دلیل تعدادی ازمردم به ابتکار خود شعار هایی می دادند که بعضی ها ناراضی بودند. شعار هایی نظیر رهبر ما چلاقه ... علی گدا ... آزادی اندیشه با سلطنت نمی شه ... رفراندم رفراندم این است شعار مردم. .... اینها شعار های مرکزی نبودند و از پشت بلندگوها پخش نشده ...

ما برای این تظاهرات بطور رسمی 100 نفر انتظامات داخلی داشتیم. تعداد قابل توجهی از دوستان سیاسی باسابقه هم در عمل به من کمک می کردند و خبر می دادند که کجا و چه کسانی ممکن است مسئله ساز باشند. باوجود این بعضی ها به من گفتند که این تعداد برای کنترل همه جانبه این تظاهرات کافی نبودند. این انتقاد درست بود شاید بهتر بود حداقل 200 نفر برای انتظامات انتخاب می شدند...

یکی از انتقاداتی که بکرات از سازماندهندگان این تظاهرات می شود این استکه شما چرا به همه اجازه ندادید پرچم و شعارهای خود را بیاورند و اعلامیه و اطلاعیه خود را از میکروفن بخوانند. مارا متهم کرده اند که بهتربود بجای نفی حق سازمانهای سیاسی برخورد مثبت می کردیم وبه همه حق صحبت وپرچم و... می دادیم. من از این دوستانی که با مد روز سوپردمکرات شده اند یک سئوال تکنیکی دارم.

چگونه می توان در مدت یک ساعت و نیم 4 سخنران رسمی داشت و 2 قطعنامه را به هلندی و فارسی قرائت کرد و بیش از 60 نفردیگرنیز اصرار داشتند که اطلاعیه، قطعنامه، شعر، اعلامیه همبستگی یا مقاله خودرا بخوانند؟ نکند این دوستان اتاقهای گرم ونرم اینترنتی با وقت نامحدود را با میدانهای واقعی تظاهرات عوضی گرفته اند؟

دوستانی بودند که انتقاد می کردند چرا از نمایندگان مجلس دعوت کردید از قطعنامه تظاهرات دفاع کنند این کار را صد بار انجام دادید در ایران چیزی عوض نشده ! یک بار هم شده بجای دعوت از نمایندگان مجلس از طبقه کارگر و مردم هلند بخواهید ازما دفاع کنند و تظاهرات را درمقابل محله کارگری یا کارخانه ای برگذار کنید! مدعی بودند که اگر مردم ازما دفاع کنند دولتهای اروپایی مجبورهستند که حرف مردمشان را گوش کنند.

باید به این دوستان عزیز گفت. دراروپا در کلی ترین سطح و در رابطه با خارجیها، مردم به دو گروه تقسیم می شوند. مخالفین خار ج یها با تمام طیف رنگارنگش و کسانیکه بدرجات مختلف با خارجیها و پناهندگان همبستگی دارند. کسانیکه طرفدار خارجیها هستند به این احزاب چپ رای داده اند که ما رادیکال ترین این احزاب یعنی حزب سوسیالیست و حزب سبز ها را دعوت کرده بودیم. اینها به نمایندگی از همان مردمی که به اینها رای داده اند از مبارزات مردم ایران، دانشجویان و کارگران دفاع کردند. طبق معمول شما بازهم طلبکارهستید و از کار ما به اندازه کافی راضی نیستد. دوستان عزیز چرا خودتان برای رسیدن به آرزوهای منور و ملونتان دست به هیچ کاری نمی زنید؟ فرض کنید 10 یا 100 کارگرناب اروپایی هم اعلامیه ما را امضاء کردند فکر می کنید تاثیر آن از حمایت رادیکالترین نمایندگان مجلس بیشتر است؟ آیا شما الفبای دیپلماسی بین المللی را می فهمید؟ لطف کنید یک بارهم شده برای جلب حمایت کارگران از خارجیها بروید بدرون کارگران اروپایی تا ما ه ها در بیمارستان بستری شوید و از این رویا های کودکانه بیدار شوید. این سیا سیون پالتاکی که درپالتاک سیاسی شده اند نه درمیدان مبارزه ، از رویا های بچه گانه یک میلیمتر پائین نمی آیند. ایشان شنیده اند که پرولتاریا وطن ندارد و باید درسطح جهانی متحد شوند. ولی از آنجائیکه هرگز ، حتی از دور دستی بر آتش ندارند نمی فهمند که بین طبقه کارگر درخود و برای خود تفاوت از زمین تا آسمان است. طبقه کارگر اروپا که بدلایل زیادی عقب مانده و به طبقه ای برای خود تبدیل نشده، با کارگران و پناهندگان جهان سومی همبستگی و وحدت ندارد که هیچ آنها را اگر دشمن خود نپندارد حداقل رقیبی مزاحم و مشکل آفرین می شمارد. آنالیز این مسائل فرصت دیگری می طلبد که نگارنده این سطور در حال نوشتن سلسله مقالاتی در باره مسائل پناهندگی و راسیسم رشد یابنده در اروپاست. امیدوارم همین اندازه برای این مقاله کافی باشد.

دوستان عزیز قرار نیست که ما دریک تظاهرات تمام آرزوهای قلبی ناگفته شما را یک جا برآوردکنیم. درضمن شما برای عملی کردن این آرزوها غیر از اینکه با ما طلبکارانه برخورد می کنید خودتان چه کارکرده اید؟ یکی سفارش می دهد که در این تظاهرات همه باید پرولترناب باشند تا ایشان افتخار بدهند مهر تایید خود را به این تظاهرات بزنند! انتقاد کرده بودند که یکی دو نفرخانم را درصف تظاهرات دیده اند که روی شلوار یا پیراهنشان پرچم شیروخورشید نشان را چاپ کرده بودند. امیدوارم که این دوستان ازما انتظار نداشتند که شلوار یا پیراهن اینها را از تنشان در می آوردیم ! یکی می گفت اگر پرایم به اندازه کافی برخورد رادیکال وقاطع می کرد این عناصر راست جرئت نمی کردند به صفوف ما وارد شوند! آیا انتظار داشتید ما از تمامی شرکت کنند در تظاهرات امتحان ایدئولوژیک می گرفتیم و با اطمینان از درجه وفاداریشان به رویا های شما اجازه شرکت در تظاهرات را می دادیم؟ تعدای هم می گفتند این تظاهرات همه چیزش کمونیستی بود، حتی بازوبند انتظامات داخلی تظاهرات به رنگ سرخ بود!

بود خار و گل باهم ای هوشمند چه دربند خاری ، تو گلدسته بند.

 

 
  Home